ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
يکشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۲۶
نامه به آقامحسن امام(ره) و کسی که برای نجات اقتصاد می آید؛
نامه به دكتر رضايي: خوشم مي آيد كه از احساسات مردم بالا نمي روي
از ميان نامه هاي وارده :
Share/Save/Bookmark
من چهار سال پيش هم هوادار شما بودم و امسال هم به شما راي مي دهم. و بسيار خوشحالم كه شما از احساسات مردم سوءؤ استفادهع نمي كنيد و فقط به تشريح برنامه هاي خود مي پردازيد. يكي از دليلي كه شما را دوست دارم همين است كه به مردم احترام مي گذاريد و از نردبان احساسات مردم بالا نمي رويد.



احساسات پاك ايرانيان نسبت به خاندان عصمت و طهارت (عليه السلام) همواره اين فرصت را هم براي برخي پديد آورده تا از اين حال و احوال خوش بهره‌اي نادرست برداشته و استفاده‌اي سوء حاصل برند.



دو دوست ناپاك كه چون از ارادت اهالي چند روستا به خاندان پيامبر شنيدند، لوحي ساخته و جايي ميان آن روستاها دفن كردند. ساعتي بعد كه كشاورزان راهي مزرعه بودند دو نفر را ديدند گريان و نالان كه خاك از زمين برداشته و سرمه چشمان‌شان مي‌كردند! دو ناشناسي كه در پاسخ به سوال روستاييان پاكدل مي‌گفتند در رويا به اين نقطه هدايت شده و به آنها گفته شده كه در اين محل لوحي خواهند يافت به نشانه مزار يكي از نوادگان خاندان عصمت (ع).



پس ساعتي بعد چون روستاييان زمين را شكافته و لوح را يافتند شك و شبهه‌اي باقي نماند كه اين خاك مقدس است و آن دو هم از نظركردگان كه چنين روياي صادقي داشته و حقيقت را كشف نموده‌اند.



باقي داستان روشن است. گروه گروه از روستاها و شهرهاي مجاور مي‌آمدند تا در آن محل راز و نياز كرده، نذري ادا كنند و حاجت‌شان برآورده گردد! هر از چندي به خدعه آن دو نفر داستاني هم از كرامات و بركات امامزاده دروغين دهان به دهان مي‌گشت تا نان‌شان روز به روز چرب‌تر و سفره‌شان رنگين‌تر شود. اما چه خوش خيال بودند دروغگويان به روزگار كه نفهميدند آن چه باقي نخواهد ماند دروغ است و ناراستي.





روزي بر سر مالي اختلاف ميان آن دو نظركرده افتاد و چون يكي‌شان براي اثبات ادعا به خاك امامزاده قسم خورد، آن يكي خشت به سويش پرتاب كرد و فرياد برآورد: مردك «اين امامزاده كه مي‌گويي را كه خودمان ساخته‌ايم»! غافل از آنكه گوش‌هايي بودند تا اين نوا را بشوند و چشم‌هايي تا حقيقت را ببينند. پس بنيان آن مكان دروغين فرو ريخت و حساب ان دو كذاب افتاد به چوب و چماق عدالت روستاييان.



چنين است كه حالا سخن آنان بيش از همه «تعجب» مي‌آورد كه با صندوق‌ها قهر كردند و از خاطرشان هم رفته كه اگر اهل حضور مي‌بودند حالا حق شكوه و گلايه داشتند والا همه آنچه هست - خوب يا بد - محصول عمل خودشان است و ساخته دست خودشان.



دوازده روز ديگر كه صندوق‌ها گشوده و تصميم راي دهندگان عيان گردد را شايد بتوان آغاز فصلي پراهميت براي اين سرزمين ناميد و نشان دهد مردم ما از اين سوء استفاده گران عبور كرده اند.



منبع: اختصاصي
کد مطلب : 8381