دکتر محسن رضایی در برنامه حالا خورشید:
کد خبر: ۳۸۳۳|
تاریخ انتشار: ۱۰ دی ۱۳۹۷ - ۱۶:۳۴
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام امروز در برنامه زنده حالا خورشید گفت: ما در هیچ عملیاتی غافلگیری 100درصد نداشتیم، همیشه جنگ را در محیط لورفتگی پیش بردیم،بزرگترین امتیاز فرماندهان ما این است که در محیط لو رفتگی و امکانات وسیع جاسوسی و اطلاعاتی دشمن ما در جنگ پیروز شدیم. پس از ناکامی روز اول در عملیات کربلای چهار، خدا به ذهن ما انداخت که این تلاش ناکام را تبدیل به فریبی برای دشمن کنیم. اگر کربلای چهار نبود، ما این پیروزی را در کربلای پنج به دست نمی آوریم.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دکتر محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، صبح روز دوشنبه 10دیماه در برنامه زنده حالاخورشید در شبکه سوم سیما به مناسبت سالگرد عملیات های کربلای 4 و 5 و پس از صحبت های تلفنی حاج قاسم سلیمانی در این برنامه گفت: صحبت های برادر عزیزم قاسم سلیمانی که هم در عملیات کربلای 4 نقش موثری داشت را تایید می کنم، 
لشکر 41ثارالله از لشکر های عمل کننده عملیات کربلای چهار بود و هم در عملیات کربلای5 ایشان از لشکرهای موفق بودند.بحث را باز خواهیم کرد. همانطور که ایشان گفتند ما در هیچ عملیاتی غافلگیری 100درصد نداشتیم. عراق نه تنها در تانک و توپخانه مسلط بود، بلکه از نظر اطلاعاتی تمام دنیا به آنها کمک می کردند. ضمن آنکه منافقین از خانه های ما در تهران تا کوچه خیابان های اهواز و کرمانشاه اطلاعات جمع آوری می کردند. عظمت جنگ به همین است که ما در شرایط لورفتگی پیروزی به دست آوردیم، از افتخارات جنگ همین است که همیشه جنگ را در محیط لورفتگی پیش بردیم.

فرمانده سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس در پاسخ به اظهارت یکی از مشاوران رئیس جمهور و یکی از معاونان وزارت کشور در دوران اصلاحات و چند کاربر دیگر در فضای مجازی گفت: من همه پیام ها را دیده ام و با صبر و حوصله خوانده ام. ما هر سال دیماه با داستان تکراری عده ای مواجه می شویم که می گویند کربلای چهار لو رفته و هزاران نفر شهید شده و فرماندهان هیچ توجهی به جان بچه های مردم نداشته اند! امسال هم سوم دیماه این موج شروع شد و روزهای چهارم و پنجم دیماه ادامه یافت. من یک توئیتی زدم که خب شما که این همه حرف می زنید از یک زاویه دیگر نگاه کنید. ما یک عملیاتی را تبدیل به یک فریب کردیم، حالا که می خواهد نقد بشود بیایند و روی این جنبه بحث شود.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به سوال مجری که این یک تحلیل پیشینی است یا پسینی؟ گفت: تحلیل پسینی است. این پنجمین یا ششمین بار است که این موضوع را می گوییم. ما این عملیات را برای این انجام دادیم که از از اروند عبور کنیم. اگر راهمان باز بود از جزیره ام الرصاص پیش می رفتیم و از جنوب بصره در می آمدیم. وقتی دیدیم راه جزیره بسته است و مصلحت ما نیست، متوقف کردیم. ما عملیات را ساعت 10 و نیم روز سوم دی ماه شروع کردیم. تقریبا ساعت 7 و 6 صبح دستور عقب نشینی دادیم. ساعت 6 به قرارگاه نجف گفتیم عقب بیاید، ساعت 7 که داشت آفتاب می زد، به قرارگاه نوح گفتم عقب بیاید. به برخی از واحدهای قرارگاه کربلا در جزیره هم گفتیم24 ساعت بعد از این لشکر ها عقب بیایند. می خواستیم ببینیم که شاید بتوانیم از همین مسیر ادامه بدهیم. تا اینجای کار عملیات اصلی بود اما عملیات بزرگ ما نبود.

وی افزود: ببیند عملیات های بزرگ همیشه 4 یا 5 مرحله داشته، معمولا 20 روز طول کشید، برخی مثل فاو 75 روز طول کشید. عملیات های بزرگ در چندین مرحله اتفاق می افتاد. هیچگاه عملیات های بزرگ ما یک مرحله ای نبوده. در کربلای چهار صبح مطمئن شدیم کجاها باز است و کجاها بسته است و دیگر ادامه ندادیم. ما260 گردان نیرو آوردیم پای کار، اما بیشتر از 40 گردان وارد نکردیم، جلوی ورود 20 گردان دیگر را همان شب گرفتیم. بنابراین از عملیاتی که فراهم کرده بودیم ، مرحله اولش انجام شد، مراحل بعد را نشستیم و فکر کردیم که چه کار کنیم؟خدای متعال به ذهن ما آورد که حالا که راه جزیره ام الرصاص بسته است از شلمچه برویم. ولی با حضور دشمن میزان موفقیت کم بود .گفتیم این یک الزامی دارد. درست است که راه شلمچه باز است و راه ام الرصاص بسته است ولی بلاخره برای حضور دشمن باید فکری بکنیم. خدا به ذهن ما انداخت که این تلاش ناکام در کربلای چهار را تبدیل به فریبی برای دشمن کنیم. عملیات کربلای چهار را 24 ساعت بعد تبدیل به فریب کردیم. اگر غیر از این عمل کردیم، موفقیت ما کم می شد. 

سرلشکر محسن رضایی گفت: مگر ما این عملیات را عملیات فریب می گوییم؟ ما می گوییم بعد از انجام این عملیات آن را به عملیات فریب تبدیل کردیم. کل شهدای ما در این عملیات 985 نفر است. اسامی شان هم موجود است. فرمانده های ما نسبت به یک نفر شهید هم حساسیت داشتند. به یک مجروح هم حساسیت داشتند. رابطه عاطفی ما در جنگ فراگیر بود. کسی را با ژنرال و سرهنگ و سردار صدا نمی کردیم. همه به من می گفتند برادر محسن.امام چون به من گفته بود آقا محسن، همه آقا محسن می گفتند، یک تعدادی هم حاج محسن هم می گفتند. درجه سرلشکر و سرتیپ نداشتیم.

فرمانده سپاه پاسدران در دوران دفاع مقدس با حالت تاثر گفت: در این ادبیات آدم حاضر است جنازه یک برادرش را ببیند.خدا شاهد است من هنوز آقا مهدی باکری را در ذهن می آوردم، کنترلم را از دست می دهم. نه تنها من. من که چیزی نبودم. من یک نفری بودم که دیدم کشورم اشغال شده. درس و دانشگاه را رها کردم، امام تشخیص دادند و من را فرمانده سپاه کردند. همین برادرم قاسم سلیمانی، مهدی باکری وقتی یک بسیجی شهید یا جانباز می شد، توی سر خودشان می زدند. ما بارها در حوادث جنگ حالات حضرت ابا عبدالله (ع) و حضرت قمر بنی هاشم (ع) را تصور و مشاهده می کردیم که چطور وقتی حضرت علی اکبر(ع) شهید می شود، امام حسین(ع) به زانو می افتد ولی بعد از این شهادت خودش مردانه به صحنه می رود و دیگران را به صحنه می فرستاد. رابطه عاطفی با جنگ و شهادت پیوند خورده است.

سرلشکر پاسدار محسن رضایی گفت: من دست جوانانی که از روی دلسوزی و عدم اطلاع، فحش بدهند را می بوسم. می دانم که در ته دلشان چیزی نیست . من نیامده ام که از خودم دفاع کنم. این عده ای که از داخل و خارج حرف می زنند، دیگر جوان بی غل و غش ما نیستند، اینها سیاسی هستند. باید پاسخگو باشند. خودشان باید خیلی از مسائل را حل کنند. با حاشیه سازی ذهن مردم را از معیشت و کار و تولید و پاسخگویی به مردم دور می کنند. باید دست به دست هم بدهند و مشکلات مردم را حل کنند. من وقتی می بینم بحث جنگ و عظمتی که امام درست کرده مورد خدشه واقع می شود اینجا آمدم. من برای دفاع از شهدا و فرمانده های شهید اینجا هستم.

دکتر محسن رضایی گفت: این که مساله را تعمیم به کل جنگ می دهند قابل قبول نیست، باید توجه داشت که عملیات کربلای چهار را تبدیل به عملیات فریب دشمن کردیم. گفتیم که تنها راهش این است که درگیری را قطع کنیم و نیروها را تا اهواز برگردانیم. از خرمشهر و آبادان نیروها برگشتند و دکل های دیده بانی دشمن عقب نشینی را دیدند. از شیوه خودمان برای تبلیغات هم استفاده کردیم، معمولا بعد از عملیات های بزرگ مارش می زدیم. همان مارش را پخش کردیم. 

فرمانده سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس گفت: این عملیات را همه می دانستند. امام هم می دانست که ما می خواهیم در کربلای چهار عمل کنیم. این که بعضی گفته اند فلانی شخصی عمل کرد، نیست. تصمیم شخصی نبود. شورای عالی دفاع که مقام معظم رهبری در آنجا بودند می دانست.آقای هاشمی که از سمت بوشهر زمینی به همراه آقای روحانی به امیدیه آمدند، هم در جریان بودند. مرحوم آقای هاشمی در مصاحبه هایی مفصل توضیح داده اند. ما در عملیات ها، جمعی تصمیم می گرفتیم. دوستان من را می شناسند یکی از ویژگی های من اقناع پذیری است. سلسله مراتبی و تحکمی عمل نکردیم. جلسات ما با فرماندهان طولانی می شد و به 4 یا 5 یا حتی 10 ساعت می کشید. تصمیم در مورد کربلای چهار جمعی بوده. عملیات و توقفش هم تصمیم جمعی بوده. هم رده های بالاتر و هم رده های پایین تر در جریان بودند. نیروها را تا اهواز برگرداندیم عقب و مارش پخش کردیم. به دوستان شنود گفتم: که ببینید عراقی ها چه می گویند. ما پیام های به کلی سری ستاد کل ارتش عراق را شنود می کردیم. ما بی سیمی که انگلیس به صدام داده بود را در آورده بودیم داده بودیم به دانشگاه صنعتی شریف، آن را آنالیز کرده بودند و ضدش را ساخته بودیم. ما در سه چهار سال آخر به کلی سری ترین اقدامات عراق را شنود می کردیم. به آقای زارعی گفتم که ببین اوضاع چطوره؟ گفتند که دارند گزارش می دهند که ایرانی ها دارند عقب می روند. 

وی گفت: دستور دادم نیروها را 50 درصد کنید. از روز پنجم و ششم، عراق به نیروهاشان دستور مرخصی داد. دیگر تصمیمم ما قطعی شد. خیلی از فرمانده ها جلوی من ایستادند که برای چه می خواهی کربلای 5 را اجرا کنی؟ این کربلای 5 همان کربلای 4 است. سردار سلیمانی همان شب به من نامه نوشت و چون نگران بودند به یکی از دوستانش هم گفته بود که این نامه را ضبط کن. بعد با جان و دل رفت پای کار. برادرمان حاج قاسم بعد از اینکه که خط را شکست، پشت بی سیم به من می گفت: که اینجا فتح المبین است. از اینجا تا بصره کسی نیست.

استاد دانشگاه جامع امام حسین (ع)گفت: اینطور شد که در کربلای 5 خبر دادند ما یک فرمانده تیپی را از عراقی ها با زیرشلواری اسیر کردیم. به او گفته بودند چرا بدون یونیفرم و درجه ای؟ گفته بود: ساعت 12 شب در خانه ی خودم بودم که خبر دادند تیپت از دست رفت. خطت شکسته. لااقل قرارگاهت را حفظ کن. با عجله سوارشدم فرصت پوشیدن لباس فرم پیدا نکردم، در راه که می آمده، اسیر می شود و می گوید: که فرصت نداشتم لباس بپوشم. به من گفتند: که اگر قرارگاهت ازدست برود. اعدامت می کنیم و آمدم و اسیر شدم.

وی تصریح کرد: اگر کربلای چهار نبود، ما این پیروزی را در کربلای پنج به دست نمی آوریم. اگر این شهدا در کربلای چهار نبود، کربلای پنج به دست نمی آوردیم. شهدا ی کربلا ی چهار و خانواده های آنها درجه ی عالی در تاریخ دفاع مقدس دارند. باعث شد که سرنوشت جنگ به نفع ما رقم بخورد. پایان جنگ به این دو عملیات گره خورد. پایان دادن جنگ کمتر از آزادسازی سرزمین ها نبود.
فرمانده سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس در مورد تعداد شهدای عملیات کربلای چهار گفت: کربلای 4 در روز چهارم 991 شهید را به ما آمار دادند. روز چهاردهم 985 نفر شد. برخی افراد گم شده بودند و پیدا شدند یا شهدایی تکراری شمارش شده بود. اسنادش در بنیاد شهید و سپاه و بسیج هست. در کربلای پنج آمار شهدا بیشتر است. چون بیست روز جنگ ادامه داشته است. هیچ کدام فریب نبود، ولی کربلا چهار را پس از مرحله اول تبدیل به عملیات فریب کردیم. دستاورد هر دو عملیات این بود که دنیا فهمید که صدام نمی تواند دیواری در برابر پیشروی قوای ایران باشد.
دکتر رضایی افزود: قبول دارم توئیتر فضای مناسبی برای طرح موضوعات جنگ نیست. چون موضوع کربلا چهار درآنجا مطرح شده بود وارد شدم . البته می خواستم ذهن ها را به کلمه فریب توجه بدهم. ازطرف می خواستم پاسخی به برخی سوالات بدهم واز طرف دیگر من شرایط کشور را بسیار حساس می بینم می خواستم همه را به کلمه فریب توجه بدهم . البته آنهایی که نقد دلسوزانه کردند را دستشان را می بوسم. من قصد رویارویی با منتقدین ندارم. کشور ما در شرایط مهمی است. خواهش می کنم مسوولان به درد مردم برسند.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: مردم و مسوولان هوشیار باشند. ترامپ می خواهد امسال یا سال آینده به ما رو دست بزند. می خواهد شاید مشابه اینکه کره را تهدید کرد و قصد فریب رهبر کره را داشت ناوهایش را به سواحل کره برد و مذاکره کرد. ولی رهبر کره شمالی برگشت به پاشنه خودش و فهمید که آقای ترامپ می خواهد گولش بزند. می خواهم به مسوولان کشور بگویم، امروز روز بسیج رسیدگی به وضع مردم است. فریب ترامپ را نخورند. ما تنها راه پیروزی مان و نجاتمان، این است که دست به زانوی خودمان بگیریم و به مردم تکیه کنیم.

وی افزود: ترامپ به دنبال فریب ماست. از این توئیت می توان یک فرامتنی را نیز به دست آورد. ما در مجمع تشخیص هستیم و داریم نظارت می کنیم. نمی خواهم وارد برخی مسائل بشوم. خواستم به مردم و مسوولان توجه بدهم که شاید در ماه های آینده اتفاقاتی رخ دهد. مصلحت کشور پرداختن به مسایل حاشیه ای نیست. درمقابل اصرار خاطراتی رشید پور دکتر رضایی گفتند که مهم باقی ماندن همین ابهام است. هنر سیاست همین است. ما نمی خواهیم عده ای فکر کنند که من قصد تضعیف دولت و یا مجلس را دارم. توئیت در مورد مسائل سیاسی خوب است اما قبول کردم که در مورد مسائل جنگ، توئیتر انتخاب خوبی نبود. می خواستم به کلمه فریب توجه بدهم.

دکتر محسن رضایی گفت: بهتر بود که در پیامم می نوشتم: «عملیات کربلای چهار فریب دشمن شد.» مسوولان کشور که با من ارتباط دارند می توانستد حضوری یا تلفنی به من نظرشان را بگویند. خواهش من از همه تحلیلگران و نخبگان این است که مراقب فریب دشمن باشند و افکار عمومی را به طرف تولید و کارآفرینی بسیج کنید. بحث اصلی ما این است که در جنگ اقتصادی باید پیروز شویم. مادران شهیدی بودند که بعد از شهادت اولین فرزندشان، پسران دوم و سوم خود را به جبهه فرستاده اند.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: اینها مسائلی هستند که شما و دوستان رسانه ای می توانید روی آن تاکید کنید. این دعواهای سیاسی موجب نشود که پشت داوطلب های دفاع آینده کشور بلرزد. ما گفتیم که این عملیات را تبدیل به فریب برای دشمن کردیم. کلمه «عملیات فریب» نبوده است. بعضی از عملیات ها اگر صورت بگیرد ولو با شهادت که دشمن را از یک نقطه ی دیگری منحرف کند تا ما در آن نقطه پیروزی بزرگ به دست بیاوریم در تمام جنگ دنیا هست. مدل هم اینگونه است که یک صحنه عملیات درست می کنند، وانمود می کنند که شکست خورده اند و تلفات داده اند، دشمن آنها را تعقیب می کند و می افتد در تله ای دیگر. عملیات کربلای چهار عملیات فریب نبوده اما تبدیل به عملیات فریب شد. اگر در جایی از دفاع مقدس چنین می کردیم این باید جزو محاسن جنگ باشد. ما در کربلای چهار می خواستیم که از اروند عبور کنیم ولی وقتی که نتوانستیم این را تبدیل به فریب کردیم. ما دو نوع عملیات فریب در جنگ داریم. ان شا الله در آینده وارد جنگی نشویم.

وی افزود: ما در عملیات والفجر 8 قبلش عملیات فریب داشتیم. اما از طریق لشکر کشی و تظاهر ولی نوعی از عملیات فریب هم هست که خیلی جدی هستند. نیروها پس از درگیری و دادن کشته و زخمی، عقب نشینی می کنند و دشمن را به دنبال خود می کشانند تا جایی که عمده نیروها در ارتفاعات مستقر شده اند. لشکری که احساس پیروزی کرده، در دام اینها قرار می گیرد. لذا آن شهدایی که در ابتدا کشته می شوند خیلی اجر بالایی دارند اما در هیچ عملیاتی در دفاع مقدس از این نوع فریب استفاده نکردیم. کربلای چهار این طور نبود. 

در ابتدای این برنامه حاج قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس گفت: من یک سرباز ساده ام و از خدا می خواهم که خدمتگزار مردم باشم. بعضی از بحث ها پیرامون جنگ غیرضروری است و ممکن است دل خانواده های شهدا را به درد آورد. فرمانده مقتدر و حکیمی مثل امام راحل در دوران جنگ بالای سر ما بود و نباید ارزش ها و قداست آن دوران را زیر سوال برد. 

فرمانده سپاه قدس افزود: آقا محسن، حق بزرگی به گردن همه ی ما دارند. او طراح عملیات های بزرگی بوده است. اغلب این عملیات ها موفق بوده است. نباید در یک موضوعی که مطرح می شود، ایشان را محور عقده گشایی و مورد شماتت قرار داد. عملیات کربلای چهار عملیات اصلی ما بود. ما عملیات های مختلفی داشتیم که ماه ها برای آن تلاش کردیم اما موفقیت انگیز نبود و به نتیجه نمی رسید. عملیات رمضان، والفجر مقدماتی و بدر از این دست عملیات ها بوده است. کربلای چهار هم عملیاتی بود که ناموفق شد. بعضی ها شماتت می کنند که چرا عملیات لو رفت؟ یک منطق نظامی وجود دارد که ما در تمام عملیات هامان نسبتی از لو رفتگی را داشتیم. اگر چنین تصوراتی را مبنا قرار می دادیم نباید هیچ عملیاتی را انجام می دادیم. در حین عملیات کربلای 4 با مواجهه شدید دشمن روبرو شدیم. 

حاج قاسم سلیمانی گفت: ما وقتی با فاصله کمتر از 15 روز از عملیات کربلای4، عملیات بزرگ کربلای 5 را انجام دادیم و بیشترین موفقیت را انجام دادیم، در ابتدا ما موافق نبودیم و بحث های مختلفی با ایشان و مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی انجام دادیم. فرمانده اصرار داشت و این اصرار درست بود. دشمن دچار فریب شد. جنگ ما مردانه ترین و بی نظیرترین جنگ بود. هیچ جهادی به پاکی جهاد ما نیست. 

وی افزود: ما هیچ وقت در میدان جنگ، نگاه نمی کردیم که در صحنه ی مقابل چه اتفاقی می افتد. وقتی پیام امام می آمد، انگیزه ی ما می شد. ما درگیر مسائل نفسانی نبودیم و بر مبنای تقلید عمل می کردیم.

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: