سردار سرلشکر محسن رضایی ضمن تبریک به مناسبت سالروز تولد پیامبر اعظم و امام صادق علیه السلام اظهار داشت: درود و سلام خداوند متعال را به مردم قهرمان لبنان، از همه فرقهها و گروهها، از غرب لبنان تا شرق آن و از شمال لبنان تا جنوب آن، میفرستم و همچنین هفته وحدت را به همه مسلمانان جهان تبریک میگویم.
وی با نثار درود به شهدای لبنان گفت: سلام و درود خداوند بر شما باد. به شهدای لبنان، به مردان و زنانی که با تمام وجودشان با اسرائیل خبیث مقابله کردند و جان خود را برای اسلام و قرآن و سرزمین و وطن خود فدا کردند. به شهدای مردم جنوب لبنان و همچنین صور، نبطیه، جوامع مسیحی، سنی و دروزی که در دفاع از کشور خود متحد شدند، درود میفرستم و از خداوند متعال پیروزیهای بزرگتری را برای مردم لبنان خواستارم.
نماینده رهبر معظم انقلاب در شورای عالی امنیت ملی ادامه داد: همچنین شهدای عزیز حزبالله را از ابتدا تا کنون به یاد میآوریم: مرحوم شهید شیخ راغب حرب، شهید سید عباس موسوی و شخصیت استثنایی جهان اسلام شهید سید حسن نصرالله و شهید سید هاشم صفی الدین و همه قهرمانان دیگر. همچنین شایسته است که یاد امام موسی صدر را گرامی بداریم که مقاومت را در لبنان پایه گذاری کرد.
همچنین تشکر میکنم از برادر عزیزم جناب شیخ نعیم قاسم که به طرز تحسینبرانگیزی هدایت و رهبری میکند و با حکمت، تدبیر، آگاهی و شجاعت بر امور مقاومت نظارت دارد و توانسته است خلأ ناشی از فقدان شخصیتهای بزرگ حزبالله را پر کند. او جبهه مقاومت را هدایت و رهبری کرده است. من از صمیم قلب از ایشان تشکر میکنم. همچنین از برادر خستگیناپذیر و فداکارمان، آقای نبیه بری، که به ویژه در سالهای اخیر حضور قدرتمندی در صحنه سیاسی لبنان داشته است، تشکر میکنم.
سرلشکر محسن رضایی در پاسخ به این سوال که لبنان در ایران و در تفاهم نامه چه جایگاهی دارد؛ بیان داشت: در تفاهمنامه با آمریکا چند شرط وجود دارد: یکی از شروط تفاهمنامه این است که آمریکا باید جنگ را در سراسر غرب آسیا، به ویژه در لبنان، پایان دهد. جنگ باید پایان یابد و اسرائیل باید از سرزمینهایی که اشغال کرده است، عقبنشینی کند. سرزمینهای لبنان باید آزاد شوند. همین امر در مورد غزه نیز صدق میکند. جنگ در آنجا باید پایان یابد و حملات اسرائیل به دمشق در سوریه نیز باید پایان یابد. چرا؟ دلیلش این است که غرب آسیا مانند یک زنجیره به هم پیوسته است و شرایط آن به یکدیگر مرتبط است. وقتی امنیت در هر منطقهای از غرب آسیا مختل میشود، بر همه کشورهای دیگر نیز تأثیر میگذارد و وضعیت ناامنی گسترش مییابد. در نتیجه، هزینه سرمایهگذاری افزایش مییابد و پیشرفت اقتصادی این کشورها اکنون در هم تنیده شده است. جنگ نمیتواند در لبنان آغاز شود در حالی که سایر کشورها از پیشرفت اقتصادی برخوردار باشند. ممکن است کسانی که به لبنان حمله کردند، بتوانند به اردن یا عربستان سعودی یا کشورهای دیگری مانند ایران نیز حمله کنند. بنابراین، یکی از شروط ما با آمریکا این است که جنگ در همه جبههها و به ویژه در لبنان پایان یابد. البته ما در این موضوع جدی هستیم زیرا رابطهای که ما را با مردم لبنان پیوند میدهد، رابطهای بسیار ریشهدار و تاریخی است که به سالهای بسیار دور، نزدیک به ۲۰۰ یا ۳۰۰ سال پیش، برمیگردد، از زمانی که علمای جبل عامل به ایران آمدند و نقش مؤثری در تحولات ایفا کردند. رابطهای که ما با مردم لبنان داریم، عمدتاً تاریخی است و بسیار ریشهدار است، لذا ما با تمام توان از لبنان دفاع میکنیم و از آن حمایت میکنیم.
وی در پاسخ به این سوال که سطح پایین روابط ایران و لبنان در مقطع کنونی تا کی ادامه خواهد داشت و نقش آمریکا در این مورد چیست؛ تصریح کرد: این مسائل دوام زیادی نخواهد داشت. آمریکاییها به تدریج در حال خروج از منطقه غرب آسیا هستند. یعنی تا ده سال آینده اثری از پایگاههای آمریکایی نخواهد بود. آمریکا حضور ملموسی در منطقه غرب آسیا نخواهد داشت. البته ما در لبنان با مشکلاتی مواجه بودهایم. در ایران نیز مشکلاتی وجود داشته است. با این حال، آینده بسیار روشن به نظر میرسد. پیروزیهای بزرگی در آینده لبنان، ایران و منطقه غرب آسیا رقم خواهد خورد. آنچه امروز شاهد آن هستیم، دست و پا زدن آنهاست. اسرائیل امروز در حال دست و پا زدن است و شکی نیست که این مسائل در ماههای آینده حل خواهند شد.
دبیر شورای عالی امنیت ملی در پاسخ به این سوال که "برای اولین بار ایران بصورت مستقیم به حمله رژیم صهیونیستی به لبنان پاسخ مستقیم داد و آیا در صورت تکرار این حمله ایران دوباره پاسخ خواهد داد" اظهار داشت: اسرائیل دیگر نمیتواند به سمت حومه جنوبی بیروت پیشروی کند. گواه این امر، مقاومت استثنایی حزبالله است. خساراتی که حزبالله در سه یا چهار ماه گذشته به اسرائیل وارد کرده، قابل توجه بوده است. بیش از هزار نفر زخمی شدند. بیش از دویست نفر کشته شدند. دهها تانک مرکاوا آسیب دید. از سوی دیگر، تهدید ایران تأثیر کامل خود را گذاشته است.
ضاحیه جنوبی بیروت خط قرمز ماست. هیچکس حق ندارد به سمت بیروت و ضاحیه حرکت کند. بنابراین، ما با نهایت جدیت در حال رصد و مشاهده مسائل هستیم. اسرائیل دیر یا زود مجبور به عقبنشینی از این مناطق خواهد شد. چرا؟ از آنجا که سرزمین لبنان در برابر کنترل و اشغال مقاوم است، نمیتوان آن را محاصره کرد. یعنی، رزمندگان مقاومت میتوانند در نبرد با اسرائیل از سه جهت پشتیبانی و کمک شوند: از شمال به جنوب، از غرب به شرق و از شرق به غرب. پشتیبانی از آنها از سه جهت در خطوط عقب در دسترس است. بنابراین، آنها را نمیتوان محاصره کرد و این سرزمینها را نمیتوان کنترل کرد.
به عبارت دیگر، قلعه لبنان در برابر اشغالگران تسخیرناپذیر است. من این سوال را از تحلیلگران سراسر جهان میپرسم: غزه از هر چهار طرف محاصره شده بود و اسرائیل بیش از دو سال و چند ماه نتوانست هیچ کار مهمی علیه سرزمینی که از هر چهار طرف محاصره شده بود، انجام دهد. پس چگونه میتواند در سرزمین وسیعتری مانند لبنان، جایی که رزمندگان مقاومت
میتوانند آزادانه از شمال به جنوب و از غرب به شرق و شرق به غرب حرکت کنند، چنین کاری انجام دهد؟ پس نمیتوانند آن را محاصره کرده و به طور محکم کنترل کنند. این در مورد لبنان صدق میکند. بنابراین، هیچ راهی برای اسرائیل جز عقبنشینی وجود ندارد و اسرائیل مجبور خواهد شد با تلفات سنگین و شکستهای خردکننده از جنوب لبنان عقبنشینی کند.
سردار رضایی در پاسخ به سوال مجری شبکه المنار مبنی بر اینکه "آیا اظهارات ترامپ مبنی بر حمله دولت سوریه به حزب الله صحیح است" پاسخ داد: دولت سوریه با مشکلات زیادی روبرو است. رژیم صهیونیستی تمام توافقاتی که آمریکا با آقای جولانی انجام داده بود را زیر پا گذاشته است. چه چیزی باعث میشود اسرائیل به دمشق، حومه آن و فرودگاههای سوریه حمله کند؟ از زمانی که آقای جولانی دست دوستی به سمت ترامپ دراز کرد، اسرائیل چندین کیلومتر به سمت دمشق پیشروی کرده است. بنابراین، معادلهای که منجر به ورود سوریه به لبنان شود، معادلهای عملی نیست.
وی در پاسخ به این سوال که "رابطه ایران و حزب الله چگونه است" تشریح کرد: ما همیشه سیاست عدم دخالت در امور داخلی لبنان را دنبال کردهایم. بر این اساس، رابطه ما با رهبران حزبالله یک رابطه استراتژیک و جامع بوده و هست. با این حال، ما به جزئیات ساختار نظامی حزبالله نمیپردازیم. البته قبلاً برخی آموزشهای نظامی انجام دادیم یا برخی از قابلیتها را در اختیار جبهههای حزبالله قرار دادیم، اما در مورد جزئیات تصمیماتی که حزبالله میگیرد، بحث نمیکنیم. دلیل این امر این است که حزبالله بزرگ و خردمند شده است و اعضای آن قادر به تصمیمگیری مستقل نظامی هستند. نسل دوم و سوم حزبالله وارد میدان شدهاند و ما کاملاً مطمئن هستیم که چهرههای شایسته و توانمندی وجود دارند. به لطف خدا، امروز نیروهای نظامی جوان هستند که زمام قدرت را در حزبالله در دست دارند.
وی در پاسخ به سوال مجری شبکه المنار که "برخی به روی کار آمدن فرماندهان جوان تشکیک میکنند، با توجه به اینکه شما در ۲۷ سالگی فرمانده کل سپاه شدید نظر شما در این مورد چیست" تصریح کرد:
انقلاب اسلامی ایران ثابت کرده است که جوانان هر ملتی فرشته نجات هستند. انگیزه، انرژی، استعداد و خلاقیت نسلهای جوان در سطوح بسیار بالایی است. بر این اساس، ما اطمینان داریم که جوانان لبنان، لبنان را به طور کامل آزاد خواهند کرد و جای خالی چهرههای برجسته را پر خواهند کرد. در این مورد شکی نداریم. همانطور که اشاره کردید، من ۲۷ ساله بودم که فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شدم و حاج قاسم سلیمانی حدود ۲۱ سال داشت. من در آن زمان او را به فرماندهی گردان در کرمان انتخاب کردم. همین امر در مورد حسین خرازی، احمد کاظمی و احمد متوسلیان نیز صادق بود. همه آنها بین ۲۱ تا ۲۳ سال سن داشتند. من همه آنها را در آن زمان پیدا کردم و به عنوان فرمانده گردان منصوب کردم. آنها توانستند کارهای بزرگی انجام دهند و عملکرد تحسینبرانگیزی داشتند. بنیانگذاران سپاه امروز همان جوانان دیروز هستند. برخی هنوز زندهاند و برخی دیگر شهید شدهاند. بنابراین، هرگز نباید از سپردن کارها به جوانان بترسیم. از ترس دوری کنید و به آنها اعتماد به نفس بدهید. البته مسئله اساسی در رهبری و آموزش نهفته است. یعنی میتوان کارها را به جوان سپرد و او را هدایت و ارتقا داد. این ارتقا از طریق آموزش حاصل میشود. بنابراین، رهبران نیروهای انقلابی صرفاً رهبر نیستند، بلکه مربی - استاد و معلم - هستند. در چه دانشگاهی؟ دانشگاه جهاد. یعنی سرزمین جهاد بزرگترین دانشگاه تربیت کادر انقلابی بود. من سرشار از امید فراوان هستم و به توانایی جوانان لبنان برای دستیابی به دستاوردهای بزرگ ایمان دارم. در اینجا باید بگویم که لبنان در طول چهار دهه توانسته است با مردم خود و حزبالله بر کل منطقه غرب آسیا تأثیر بگذارد. همه از حزب الله تعریف می کردند. امروز هم از او تعریف می کنند در حالی که قبل از سال 1982 هیچکس انتظار نداشت که او از دل مردم لبنان بیرون بیاید. این سرمایه این عظمت است و اینکه جوانان بزرگی ظهور می کنند و در جهان اسلام و عرب نقش آفرینی می کنند. آنها مایه افتخار لبنان بودند. من شک ندارم که نسل های آینده همیشه به گذشته خود افتخار خواهند کرد. بعد از 20، 30 یا 40 سال تاریخ لبنان را این شهدای بزرگ و این مقاومت خواهند نوشت. این مایه افتخار جهان اسلام و عرب خواهد بود. من به مردم لبنان برای دستیابی به چنین افتخار بزرگی تبریک می گویم.
نماینده رهبر معظم انقلاب در شورای عالی امنیت ملی در پاسخ به این سوال که " امروز شخصی جوان در ایران رهبر شدهاند و مردم دوست دارند از ایشان بیشتر بدانند" اظهار داشت: بله درست است که حضرت آیت الله سید مجتبی حسینی خامنه ای جوان هستند. با این حال بیش از 20 سال پدر بزرگوارش را همراهی کرد. پدرش که پدر ایران بود، او تحت مراقبت او بزرگ شد و تجربیات سیاسی دریافت کرد. در طول این بیست سال گذشته هیچ رویداد سیاسی و نظامی رخ نداد که رهبر عزیز ما آن را ندیده باشد. بر این اساس، معظم له امروز با آمادگی کامل سکان رهبری را به دست گرفتهاند، هر چند ایشان غم بزرگی را تجربه می کنند، پدرش را که پدر ایران بود از دست داد. اعضای خانواده، خواهرزاده و شوهر خواهرش را از دست داد اما ماه هاست که جنگ شدیدی در جریان است و ایشان این جنگ را با قدرت و مهارت مدیریت کرد، لذا بدانیم که آینده روشنی برای ایران وجود دارد. به امید خدا در آینده شاهد پیروزی های بزرگتری برای مردم ایران خواهیم بود به دست رهبر عزیزمان. ما سربازان ایشان هستیم. من و همه برادرانم در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروهای مسلح سربازان ایشان هستیم و به این سربازی و خدمت افتخار می کنیم.
سرلشکر محسن رضایی به این سوال که " تغییر استراتژی ایران از دفاعی به هجومی را چگونه توضیح میدهید" پاسخ داد: ما از اول، سعی کردیم دامنه جنگ را کنترل کنیم. به عنوان مثال در جنگ دوازده روزه که اسرائیل به ما حمله کرد، ما ابتدا هیچ حمله ای به پایگاه های آمریکایی انجام ندادیم. ما به پایگاه های آمریکایی در کشورهای خلیج فارس حمله نکردیم، اما ما این کار را در جنگ چهل روزه انجام دادیم. همچنین در جنگ 17 روزه محرم که شروع شد، ما برای اولین بار پایگاه های آمریکایی در اردن را به شدت بمباران کردیم تا جایی که فرماندهی مرکزی آمریکا در منطقه (سنتکام) مجبور شد از قطر تا اردن و از اردن تا اسرائیل عقب برود.
این یک فلسفه دارد. فلسفه پشت این موضوع این است که ما می خواهیم به دنیا ثابت کنیم که هر آنچه در منطقه رخ داده است، ربطی به حماقت ترامپ دارد. ما اگر از ابتدا به طور ناگهانی دامنه جنگ را گسترش می دادیم افکار جهانی ما را محکوم می کردند. اما امروز افکار عمومی جهانی طرف ماست و همچنین افکار عمومی در بین مردم ما.
بنابراین، این جنگ اگرچه جنگی نظامی است با این حال، ما با در نظر گرفتن افکار عمومی جهانی و محلی اقدام می کنیم. البته اگر دوباره جنگ شروع شود آمریکایی ها به این نتیجه رسیده اند که جنگ نظامی به تنهایی مفید نیست. آنها جنگ اقتصادی و فشار اقتصادی را به قول خودشان آغاز کردند. این خود نشان می دهد که آنها از جنگ نظامی صرف دست کشیده اند. ما در حال آماده سازی خودمان برای این مرحله هستیم و حملات ما با قبل متفاوت خواهد بود.
اکنون نمی خواهم وارد جزئیات شوم اما حملات ما متفاوت خواهد بود و ضربات خیره کننده ای به آمریکایی ها وارد خواهیم کرد. ما خود را برای مرحله جدید آماده کرده ایم. البته تاکید می کنم هر اتفاقی افتاد یا بیافتد، از سمت آمریکاست. منظورم این است که در هر رویدادی در منطقه و خارج از آن، آمریکا مقصر اصلی خواهد بود و ما فقط از خود دفاع می کنیم. بر این اساس، ما جنگ را در مسیری تدریجی مدیریت و هدایت می کنیم.
ما فقط به پیروزی نظامی فکر نمی کنیم بلکه تلاش می کنیم تا اطمینان حاصل کنیم که پیروزی های ما حامیانی در سطح منطقه ای و جهانی داشته باشد و از سطح بالاتری از مشروعیت برخوردار باشد. ما بیشتر و بیشتر جنبه های انسانی را در نظر می گیریم.
همانطور که اشاره کردید قطعا جنگ بعدی ما از نوع دیگری خواهد بود. البته ما به دنبال جنگطلبی نیستیم. ما اصلا جنگ طلب نیستیم بلکه ما با جنگ طلبان روبه رو هستیم. حزب الله هم همینطور. آیا حزب الله جنگ را آغاز کرد؟ چه کسی می گوید حزب الله جنگ را آغاز کرد؟ حزب الله در سال 1982 با حضور در خیابان های بیروت اشغالی و در جنوب لبنان اشغالی، برای دفاع از لبنان قیام کرد. چه کسی ادعا می کند که حزب الله به دنبال جنگ و آتش زدن آن است؟
اینها همه اظهارات غیرواقعی هستند. حزبالله محصول دفاع است. در چارچوب دفاع به وجود آمد و از کشور و مردم خود دفاع میکند. در بحبوحه وقایع اخیر، در جنگ اخیر، بخشی از خاک لبنان اشغال شد و اسرائیلیها نوار خاصی را کنترل کردند. حزبالله با شروع جنگ رمضان مناسبترین اقدام را برای آزادسازی سرزمین خود، با همکاری یمن، مقاومت عراق و ایران، تشخیص داد. حزبالله مقابله را آغاز کرد زیرا اگر این کار را نمیکرد، اسرائیل ممکن بود تا بیروت و حومه جنوبی آن پیشروی کند.
توقف فعلی اسرائیل به دو دلیل است: ورود حزبالله به رویارویی با اسرائیل و خسارات سنگینی که اسرائیل متحمل شد، و دلیل دوم موشکهای ایران - موشکهای ایران و تهدیدی که ایران برای اسرائیل ایجاد میکند. این امر مانع از پیشروی آنها به بیروت شد. اگر این نبود، اسرائیل قصد پیشروی به بیروت را داشت. چیزی که آنها را متوقف کرد، ابتکار عمل حزبالله از قبل بود. چه چیزی آنها را وادار میکند که بگویند حزبالله جنگ را آغاز کرده است؟ اگر حزبالله مقاومت نمیکرد، آنها تا بیروت پیشروی میکردند و بیروت را تصرف میکردند.
وی به سوال مجری شبکه المنار مبنی بر اینکه "آیا در صورت وقوع جنگی دیگر واکنش ایران متفاوت خواهد بود" پاسخ داد: هر کشوری که هواپیماهای جنگی آمریکایی برای بمباران ایران از آنجا پرواز کنند و هر کشوری که موشکهای آمریکایی برای بمباران ایران از آنجا پرتاب شوند، ما اقدام آنها را دشمنی با خود خواهیم دانست. برای ما، هیچ تفاوتی بین همکاری کشورهای خلیج فارس با آمریکا و همکاری نظامی سایر کشورها با آمریکا وجود ندارد. به همین دلیل است که برخی از کشورها پس از مواجهه با تهدیدات ما، هواپیماهای جنگی آمریکایی مستقر در آنجا را از سرزمینهای خود بیرون کردند و از آنها خواستند که کشورشان را ترک کنند، زیرا ممکن است ایران به آنها حمله کند.
دکتر محسن رضایی درباره برنامه ایران در برابر تحریمها و محاصره اقتصادی که ترامپ از آن بعنوان روز قیامت اقتصادی یاد کرده؛ گفت:
آمریکا چه کار جدیدی میتواند انجام دهد؟ ما بیش از 15 سال است که تحت تحریم هستیم. ما تحت تحریمهای شدید هستیم. آنها بیش از یک ماه است که ما را محاصره دریایی کردهاند. دیگر چه کاری میتوانند انجام دهند؟ آمریکا چه کار دیگری میتواند انجام دهد؟
ما تحت تحریم زندگی میکنیم. تحریمهای شدید. هیچ کشوری در تاریخ هرگز تحت تحریمهایی مانند آنچه در این ده یا پانزده سال گذشته بر ایران اعمال شده است، قرار نگرفته است. ما نیز تحت محاصره دریایی هستیم. بنابراین، بخش بزرگی از این اظهارات، تبلیغات و جنگ روانی است. بیایید فرض کنیم که برخی کشورها با آمریکا همکاری میکنند، یا آمریکا تصمیم میگیرد اقدامات اقتصادی جدیدی علیه ما انجام دهد. آمریکا شرکتهای بسیار بزرگی در منطقه دارد - شرکتهای نفتی و شرکتهای اکتشافی در امتداد مرزهای ما. احتمالاً دهها شرکت وجود دارند - شرکتهایی که پروژههایی مانند توسعه زیرساختها و ساخت فرودگاه را انجام میدهند. برخی از شرکتها در استخراج نفت مشارکت دارند. و ما هنوز هیچ اقدامی علیه اقتصاد آمریکا در منطقه انجام ندادهایم. آنها وارد جنگ اقتصادی میشوند و ما نیز جنگ اقتصادی را آغاز خواهیم کرد. بیایید ببینیم چه کسی بیشترین آسیب اقتصادی را وارد خواهد کرد. بدون شک، آنها بزرگترین بازندگان خواهند بود. ترامپ بارها در مورد تنگه هرمز اعلام و صحبت کرد و آن را تنگه آزادی نام گذاشت، سپس سه کشتی را شبانه از سمت عمان به حرکت درآورد و آنها نیز فرستندههای خود را خاموش کردند. با این حال ما سه کشتی را هدف قرار دادیم و بعد از ۴۸ ساعت، او گفت که من این موضوع را دنبال نخواهم کرد!
یا مثلاً اولین حمله خود را به ایران «حمله شیر» نامیدند اما در دوازدهمین روز جنگ، آنها التماس آتشبس میکردند. خب، اگر شیر بودید، چه چیزی شما را به روباه تبدیل کرد؟ و فرار کردید؟ بنابراین، این لفاظی ها تا حد زیادی جنگ روانی است. البته، آنها ممکن است اقدامات اقتصادی خصمانهای انجام دهند. اما ما هم اقدامات مشابهی انجام خواهیم داد و بیکار نخواهیم نشست.
وی در پاسخ به این سوال که "آیا برای مقابله با محاصره دریایی برنامهای دارید" اظهار داشت: در طول آتشبس، ما تحریم را شکستیم و تقریباً هفتاد یا هشتاد میلیون بشکه نفت صادر کردیم. و آن را به بازارها پمپاژ کردیم. بنابراین، ما روزانه همان مقدار نفت را که قبلاً میفروختیم، میفروشیم. زیرا نفت را در نفتکشها ذخیره کرده بودیم و به محض لغو تحریم، دهها کشتی از منطقه تحریم عبور کردند. بنابراین، ما مقادیر زیادی نفت در دریاها و اقیانوسها داریم و آن را میفروشیم. علاوه بر این، ما مسیر دیگری پیدا کردیم. اگرچه میزان نفتی که از طریق آن حمل میکنیم کم است، اما به تدریج در حال افزایش مقدار آن هستیم.
دبیر شورای عالی امنیت ملی در واکنش به این سوال که "تهدیدهای ترامپ چه تاثیری بر تعامل اقتصادی و تجاری ایران با دوستان خود همچون چین و ترکیه خواهد داشت" تاکید کرد: چین اعلام کرده است که در جنگ اقتصادی با آمریکا همکاری نخواهد کرد. ما روابط ویژهای با دوستانمان در ترکیه داریم. در طول جنگ هشت ساله تحمیلی صدام علیه ایران، ترکیه مسیر تجاری ما بود. روابط تجاری ما با ترکیه و روابط تجاری ترکیه با ما بسیار عمیق است. من بعید می دانم که ترکیه فشار اقتصادی بر ایران وارد کند.
سرلشکر محسن رضایی در پاسخ به این سوال که "رفت و آمدهای مقامات کشورهای مختلف همچون پاکستان و عمان در روزهای اخیر حامل چه پیامی است" تصریح کرد: این آقایان (عاصم منیر و بدر البوسعیدی) آمدند تا ببینند شرایط ایران برای باز کردن تنگه هرمز چیست. از ما خواستند که شرایط را بیان کنیم تا آنها بتوانند آنها را به آمریکاییها منتقل کنند. ما در حال تهیه فهرستی از شرایط برای اطلاع آنها هستیم. مرحله اول در حال حاضر مربوط به تنگه هرمز است و اینکه آمریکا باید پایان جنگ در تمام مناطق غرب آسیا و به ویژه لبنان را اعلام کند.
مسئله تنگه هرمز با پایان دادن به جنگها در سراسر منطقه و به ویژه در لبنان و غزه مرتبط است. اگر آمریکاییها به دنبال باز شدن تنگه هرمز ، البته با مدیریت ایران هستند، باید به این شرایط پایبند باشند. این سیاست ما در دیپلماسی جدید است. یعنی ما از آمریکاییها پیروی نمیکنیم یا در کنار آنها قدم نمیزنیم. بلکه آمریکا باید از ما پیروی کند و پشت سر ما قدم بردارد. یعنی آنها باید [شرایط] را اجرا کنند. ما به اندازه کافی در گذشته با آنها صحبت کردهایم. ما شرایط خود را اعلام کردهایم. اگر آنها را بپذیرند، تنگه باز خواهد شد. آنها باید این شرایط را بپذیرند و اجرا کنند. یکی از شرایط ما مسئله پایان دادن به جنگ در کل منطقه و به ویژه در لبنان و همچنین غزه است. جنگ باید پایان یابد و آمریکاییها باید این را اعلام کنند.
وی در پاسخ به سوال مجری شبکه المنار مبنی بر اینکه "آینده تنگه هرمز چه خواهد شد و توافق ایران و عمان در این مورد چگونه است" بیان داشت: ما توافق کردهایم که یک کریدور موقت برای ورود و خروج کشتیها از وسط تنگه هرمز باز کنیم. بخشی از آن در آبهای ما و بخش دیگر در آبهای عمان قرار دارد. ما به طور مشترک این فرآیند ورود و خروج را مدیریت میکنیم. این مشخص شده است و محل این کریدور کاملاً مشخص است. خب، اگر آمریکاییها شرایط ما را اجرا کنند و طبق آن عمل کنند، و تنگه هرمز پس از اجرای آنها باز شود، کشتیها از این مسیر جدید - مسیر جدیدی که در وسط تنگه هرمز قرار دارد - عبور خواهند کرد.
همه چیز منوط به اجرای شرایط توسط آمریکا است. آنها باید با شرایط ما موافقت کنند و آنها را اجرا کنند تا اعتماد ایجاد شود زیرا بین ما و آمریکا شکاف عمیقی از بیاعتمادی وجود دارد.
وی در پاسخ به این سوال که "واکنش شما به تهدیدات رژیم صهیونیستی چیست" بیان داشت: ما به خواست خدا و به لطف خداوند متعال نتانیاهو را به جهنم خواهیم فرستاد و ثابت خواهیم کرد که اشتباهات فاحش نتانیاهو عمر رژیم صهیونیستی را چندین سال کوتاه کرده است. دلیل این امر این است که خشمی شدید و مقدس در جهان اسلام در حال شکلگیری است. این خشم شدید و مقدس روزی ظهور خواهد کرد و خود را در زمین نشان خواهد داد و اوضاع متفاوت از قبل خواهد شد.
اسرائیل و آمریکا از دو ویژگی جبهه مقاومت سوءاستفاده کردند. اول نجابت سیاسی است. چه چیزی باعث شد برادر عزیز و قهرمان بزرگ ما (سید حسن نصرالله) در لبنان معادله هفت کیلومتری را تعریف کند؟ چرا او به حیفا و تلآویو حمله نکرد؟ در حالی که او قادر بود با دهها موشک به حیفا و تلآویو حمله کند. او قادر بود با دهها موشک به شهرکنشینان شمال فلسطین حمله کند. اما ایشان نمیخواست تعداد زیادی از مردم، حتی یهودیان را بکشد. بنابراین، او محدودیت هفت کیلومتری را تعیین کرد، تا شهرکنشینان شمال فلسطین مهاجرت کنند و به اسرائیل فشار بیاورند.
اما آیا در جنگ بعدی نیز چنین خواهد بود؟ آیا در نبردهای آینده محدودیت و هفت کیلومتر وجود خواهد داشت؟ نه، آن دوران به پایان رسیده است. خشمی که در جهان اسلام در حال شکلگیری است، هیچ حد و مرزی نخواهد شناخت و صهیونیستها تا آخرین نفرشان تعقیب خواهند شد. حتی اگر وارد پناهگاههایشان شوند، بیرون کشیده خواهند شد. بنابراین، آمریکا و اسرائیل از نجابت سیاسی جبهه مقاومت سوءاستفاده کردند و فریبکاری کردند.
بیست و چهار ساعت قبل از حمله به لبنان و شهادت سید حسن نصرالله، نماینده آمریکا برای سید حسن نصرالله پیام میفرستاد و نماینده سید حسن نصرالله هم برای آمریکاییها پیام میفرستاد تا جنگ شروع نشود. اما آنها از این فرصت سوءاستفاده کردند.
نکته دوم این است که ما درس بزرگی گرفتیم که نباید به دشمن هیچ فرصتی بدهیم. نباید به آنها فضای مانور بدهیم. چه چیزی باعث شد برادر عزیزمان، آقای سنوار، ابتکار عمل را برای دستگیری تعدادی از زندانیان و انتقال آنها به غزه به دست بگیرد؟ زیرا او معتقد بود که میتواند از طریق این زندانیان به اسرائیل فشار بیاورد و در نتیجه زندانیان فلسطینی را آزاد کند. اگر سنوار به غزه برنمیگشت و پیشروی میکرد، میتوانست بیش از بیست هزار صهیونیست را بکشد. چرا این کار را نکرد؟ زیرا او نجابت سیاسی داشت. او هم نمیخواست یهودیان را بکشد.
اما آیا آینده اینگونه خواهد بود؟ به شما میگویم که سنوارها و سید حسن نصرالله های جدید در آینده خشمی شدید و بدون هیچ محدودیتی به پا خواهند کرد و همه صهیونیستها را تعقیب خواهند کرد. بلایی که نتانیاهو بر سر اسرائیل آورده است هیچ حاکم اسرائیلی چنین بلایی بر سر آن نیاورده است و هیچ کس چنین اشتباه فجیعی مرتکب نشده است. او تصور میکند که با کشتن زنان و کودکان، رویارویی پایان مییابد اما نبرد و رویارویی فقط تشدید خواهد شد.
دبیر شورای عالی امنیت ملی در واکنش به اظهارات مجری شبکه المنار مبنی بر اینکه " نتانیاهو مدعی است که ایران قصد ترور مقامات آمریکا و اسراییل و نزدیکان آنها را دارد" گفت: نتانیاهو توانست ترامپ را فریب دهد. اگر ما در ترکیه تصمیم میگرفتیم، هیچ چیز ما را متوقف نمیکرد. اما اینها دروغهایی هستند که نتانیاهو ساخته و پرداخته کرده و ترامپ را ترسانده است. او با آن هواپیمای بزرگ آمریکایی به ترکیه آمد. نتانیاهو به او گفت که ایرانیها برای ترور او تلاش میکنند. آنها او را سوار یک کامیون غذا کردند و به شکل یک کارگر بیرون بردند و ترامپ هم باور کرد. در حالی که ما قصدی برای رفتن به آنجا نداشتیم.
سردار رضایی در پاسخ به سوال مجری شبکه المنار درباره پیمان مکه تصریح کرد: ما از هرگونه وحدتی در جهان اسلام استقبال میکنیم، اما این وحدت باید جامع باشد. اگر دو یا سه کشور چیزی را پیشنویس کنند، آن را امضا کنند و از دیگران بخواهند که به آنها بپیوندند... آیا آن را تأیید میکنند؟ چنین چیزی ممکن نیست. البته ما با آن مخالف نیستیم. با این حال، ما تاکنون موافقت نکردیم زیرا میخواستیم اهداف را بدانیم. به عنوان مثال، ما انتظار داشتیم که این سه کشور از روز اول، اعلامیهای علیه اسرائیل صادر کنند و خواستار خروج رژیم صهیونیستی از غزه، جنوب لبنان و جنوب سوریه شوند.
بنابراین، ما واقعاً به دنبال وحدت هستیم و از همه کشورها میخواهیم که منصفانه کنار هم بنشینند. به عنوان مثال، ایران و مصر نمیتوانند صرفاً تماشاگر باشند و صرفاً به عنوان موافق بپیوندند. آنها باید جزو بنیانگذاران باشند. این سه کشور همچنین نقش بنیادی دارند. ایران و مصر باید به عنوان کشورهای بنیانگذار بپیوندند.
نماینده رهبر معظم انقلاب در شورای عالی امنیت ملی ور پایان خطاب به مردم لبنان گفت: من به عنوان سرباز اسلام، به مقاومت مردم لبنان افتخار میکنم و واقعاً در برابر آنها سر تعظیم فرود میآورم. من از میزان مشکلاتی که شما از آن رنج میبرید، آگاهم. بسیاری از خانوادهها هنوز نتوانستهاند خانهای اجاره کنند و بسیاری آواره و زخمی شدهاند. مجروحان پیجر هنوز رنج میبرند.
شما به دستاورد بزرگی دست یافتهاید. من مطمئنم که آینده شما با صبر و استقامت بسیار روشن خواهد بود. شما در اعماق قلب ما حضور دارید. ما هیچ مرز و فاصلهای را با مردم لبنان نمیشناسیم. ما قطعاً با همکاری کشورهای اسلامی و با کمک ایران تلاش خواهیم کرد تا این خسارات و خانههای ویران شده را جبران کنیم و به خواست خدا آنها بازسازی خواهند شد.