امروز 27 تیرماه
سالگرد اعلام پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت از سوی ایران در سال 1367 است.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دکتر رضایی، قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت یکی از
قطعنامههای شورای امنیت است که در ۲۹ تیر ۱۳۶۶، برای پایان دادن
به جنگ ایران و عراق صادر شد. این قطعنامه از نظر کمی
و تعداد واژههای به کار گرفته شده مفصلترین و از نظر محتوا اساسیترین و از نظر
ضمانت اجرا قویترین قطعنامه شورای امنیت در مورد این جنگ بوده است.
این قطعنامه
بلافاصله از سوی عراق پذیرفته شد، ولی بعد از گذشت یک سال و هفت روز در ۲۷ تیر ۱۳۶۷ از سوی ایران
پذیرفته شد و امام خمینی (ره) در ۲۹ تیر ۱۳۶۷ پیامی دربارهٔ پذیرش قطعنامه منتشر کرد.
پذیرش
این قطعنامه هرچند به معنای پذیرش آتشبس از سوی ایران بود، ولی عراق به حملات خود
ادامه داد و مجدداً داخل خاک ایران شد تا نقاط مهمی از جمله خرمشهر را به دست
بیاورد تا با وضع بهتری در مذاکرات حضور داشته باشد، اما موفقیتی بدست نیاورد و نهایتاً
جنگ در ۲۹ مرداد ۱۳۶۷ پایان یافت.
آنچه در ادامه می خوانید بازنشر سخنان دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در دومین شب حضور در برنامه
«سطرهای ناخوانده» با محوریت بیان ناگفتههای جنگ می باشد، که در مهرماه 93 برای نخستین بار گفته شد و به افشای بخشی از مهمترین وقایع جنگ در آن دوران سرنوشتساز از جمله
انتشار متن کامل نامه تاریخی به هاشمی پرداخت.
دفاع مقدس صفحه درخشان در ۳۰۰ سال
وی با شرح وقایع تاریخی در این زمینه
اظهار کرد: پس از صدور حکم٬
آقای هاشمی پیش امام (ره) میآید و میگوید که دو راه داریم؛ یا باید صلح کنیم یا
جنگ و اگر جنگ کنیم باید خواسته فرماندهان را تأمین کنیم.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد:
امام راحل در آن جلسه میفرمایند که از طریق مالیات هزینهها تأمین شود و در صورت
نیاز ایشان فراخوان حضور نیروهای مردمی در جبهه را صادر میکنند.
رضایی ادامه داد: هاشمی پس از اطمینان
از اینکه امام راحل از ادامه جنگ اطمینان دارند در باختران از فرماندهان خواست
احتیاجات را اعلام کنند و امکانات مورد نیاز به دولت و مجلس اعلام میشود.
وی با اشاره به نگارش نامهای در این
باره گفت: برآورد لازم انجام و دوم تیرماه ۶۷ نامهای تهیه و به
آقای هاشمی ارائه و ۲۷ روز پس از این نامه قطعنامه از سوی
ایران امضا شد.
متن کامل نامه محسن رضایی به هاشمی
محسن رضایی با ورود به متن نامه، این
نامه تاریخی را برای نخستین بار چنین قرائت کرد؛
»سرور مکرم حضرت حجت
الاسلام و المسلمین جناب آقای هاشمی
جانشین محترم فرماندهی
کل قوا
با توجه به عجلهای که
برای ارائه طرح توسعه نیروهای مسلح مدنظر بود، کلیات این طرح را تقدیم میکنیم).رضایی در حین قرائت متن: ایشان دو بار تماس گرفته بود، چرا
تأخیر شده و نامه را بدهید که میخواهیم جلسات را با اینهایی که قرار است امکانات
جنگ را تهیه کنند، بگذارم ( انگیزه آمریکا و شوروی و صدام و حزب بعث علیه
انقلاب اسلامی نه تنها کاهش نیافته بلکه با رشد بیداری اسلامی در جهان، مشکلات
سیاسی ابرقدرتها بیش از گذشته شده است.
این بار دنیا با بازوی
صدام، منافقین داخلی و خارجی و پایگاههای سیاسی خود در داخل کشور ما، قویتر از
گذشته به جنگ خلیج فارس ادامه خواهند داد.(رضایی در حین قرائت متن: داریم تصویر میکنیم که ما متناسب با
چه وضعیتی میخواهیم امکانات ارائه کنیم. می گوییم که این جنگ را آنها با شدت در
خلیج فارس ادامه خواهند داد(.
تنها تغییر، توسعه جنگ
زمینی مرزهای غربی به جنگ خلیج فارس است که شامل تنگه هرمز و خلیج فارس نیز میباشد،
شده است. (رضایی
در حین قرائت متن: چون یک سال بود که تنها در زمین نمیجنگیدیم. جنگ به حوزه خلیج
فارس کشیده شود بود. یعنی به عرض جبهه که ۳۰۰ کیلومتر بود، ۱۵۰۰،
۶۰۰ کیلومتر دیگر در دریا افزوده شد. لذا اگر تا سال ششم هفتم جنگ
در ۱۳۰۰ کیلومتر میجنگیدیم،
در این سال آخر ۱۵۰۰ کیلومتر دیگر به آن افزوده شده بود و در عرض دریایی و زمین ۲۸۰۰
کیلومتر میجنگیدیم. ما از تنگه هرمز تا چاههای نفت که آمریکاییها به سکوهای
نفتی حمله کردند و تا آسمان خلیج فارس که بعد از این نامه هواپیمای مسافربری ما را
میزنند، درگیری داشتیم. پس
جنگ توسعه پیدا کرده و توسعه پیدا خواهد کرد.)
علنی شدن روابط پشت
پرده جنگ، جدیت حامیان صدام را نشان میدهد ).رضایی در حین قرائت متن: اینجا اشاره به اخبار و اطلاعاتی است
که رابطه آمریکاییها با عراق و دیگران به شدت تقویت شده بود که به کلی سریترین اطلاعات
را نیز به عراقیها منتقل میکردند(به همین دلیل به دخالت مستقیم در جنگ ادامه میدهند. جنگ سوم به
زودی بین ما و عراق آغاز میگردد).رضایی در حین قرائت نامه: این نامه برای 1367/4/2 است که بعدش
در 1367/4/4 حمله عراق به جزایر اتفاق میافتد. یعنی دو روز بعد از این نامه،
ماشین جنگی راه میافتد(
گرچه ما شعار تداوم جنگ
را میدهیم اما بنابر دلایل بسیاری، به نظر میرسد باز هم آغاز کننده عراق خواهد
بود که پس از پایان جنگ دوم که هم اکنون جاری است، خود را به عنوان بازوی اجرایی
در برقراری امنیت و صلح منطقهای معرفی خواهد نمود.(رضایی در حین قرائت متن: آن زمان یکه کنفرانسی در بغداد برقرار
بود که صدام روی در محل برگزاریاش یک کبوتری را به عنوان نشانه صلح نوشته بود)
امروز علیرغم نوشتن
عدد 598 بر قلب تصویر کبوتری که بر سر در کنفرانس بغداد ترسیم شده، جنگ سوم را به
قصد تصرف خرمشهر، آبادان، مهران، دهلران، قصرشیرین و ایجاد ناامنی در کردستان (رضایی
در حین قرائت متن: که تمام اینها بعد اتفاق میافتد و به اکثر اینجاها حمله میکنند( و
فعال کردن بحرانهای اجتماعی و مقاصدی به دست منافقین که هنوز برنامههای آنها
برای ما مشخص نشده است)رضایی
در حین قرائت متن: یعنی ما گرفتیم که منافقین میخواهند یک عملیاتی کنند اما
واقعاً نمیدانستیم که نقطه ورود، سر پل ذهاب به سمت قصرشیرین است یا از مهران به
نقطه دیگری برسند یا از منطقه مریوان و بانه. من برای خودم این سه تصور را داشتم.
ما در جنگ دو نوع بحث داریم؛ یکی تحلیل اطلاعات و یکی تشخیص است. من هفتاد درصد
جنگ را با تشخیص اداره کردم و نه با اطلاعات، چون اصلاً اطلاعات استراتژیک نداشتیم
[نقشههای ماهوارهای، شنود از عمق بغداد و اطلاعات از اتاق جنگ صدام و...]
ولیکن با تشخیص از یک سری اطلاعاتی که از صحنه نبرد میگرفتم و خودم را جای دشمن
میگذاشتم که ببینم اگر جای اون بودم چه کار میکردم، به یک تشخیص میرسیدم که بر
اساس آن تشخیص، پیش بینی میکردم(
بزرگترین خطری که ما
را تهدید میکند، حجم این توطئهها نیست بلکه بالعکس این توطئهها میتواند رحمتی
برای انقلاب و ملت ما باشد. دفاع از شخصیت، هویت و ملیت بزرگترین انگیزه برای
ساماندهی و وحدت و انسجام نیروهای ملت ما است، مشروط بر اینکه از جمله شرایط آن،
اختیار دادن به نیروهای حزباللهی، تحول در سیستم اداری کشور و عقیده یافتن بر
سقوط صدام و حزب بعث در مدت زمان باقی مانده باشد.
اما طرح اصولی ما برای
جنگ را تقدیم میکنم و مطمئن هم نیستیم که مسئولان این طرح را عمل کنند و اگر
خوشبینانه هم بنگریم، ضعیف عمل میکنند که حداکثر خسارت تاخیر است.
الف- هدف نبرد باید
انهدام صدام و حزب بعث عراق باشد)رضایی در حین قرائت نامه: پس ما این نامه را ننوشتیم، برای
اینکه بگوییم اگر این امکانات را به ما ندهید، نمیجنگیم. این حرفها چیست؟ ما این
امکانات را اولاً برای سقوط حزب بعث و صدام میخواستیم(
ب- حصول
اهداف مادی که میتواند مفهوم معنوی فوق را تحقق بخشند، عبارت است از تصرف فیزیکی
منابع حیاتی، اقتصادی و سیاسی رژیم عراق و خارج کردن آمریکا از خلیج فارس )رضایی
در حین قرائت نامه: پس ما این امکانات را برای دو هدف میخواستیم. یکی اینکه صدام
را ساقط کنیم و یکی اینکه، چون مطمئن بودیم در حین رفتن به سمت سقوط صدام،
آمریکاییها دخالت میکنند و مشابه جنگ خلیج فارس، احتمالاً لشکر پیدا میکردند.
یعنی مثلاً ما به سمت بغداد یا بصره میرویم، ده لشکر آمریکاییها در جنوب بصره
پیدا میشد و ما که به سمت بغداد میرفتیم، اینها از پشت به ما حمله میکردند. ما
همه اینها را نشستیم و تصور کردیم و گفتیم اگر میخواهیم جنگ را ادامه دهیم، باید
دو هدف را در پیش بگیریم. یکی سقوط صدام و دوم اینکه باید خودمان را برای درگیری با
آمریکا آماده کنیم. حال اگر ما جنگ را ادامه میدادیم و پیش بینی مقابله با آمریکا
را نمیکردیم، یک کسی به ما نمیگفت: شما انقدر شعور نداشتید که وقتی به سمت بغداد
بروید، آمریکا دخالت میکند؟ وظیفه نظامی ما این بود که حق مطلب را ادا کنیم و
خدایناکرده حرفهای خلاف واقع به مسئولان کشور نزنیم. حتی تبصره نوشتم(
تبصره- در طول سقوط
صدام حزب بعث و صدام، بدون خروج آمریکا از خلیج فارس، هیچ گونه ضمانتی برای کسب
هدف وجود ندارد).رضایی
در حین قرائت نامه: این تبصره را زدم برای اینکه بگویم این طرح هم برای سقوط صدام
است و هم اگر آمریکاییها دخالت کرد(
ج- یک برنامه حداکثر
پنج ساله که توسعه سازمان رزمی نیروهای مسلح را داشته باشد، طراحی کردهایم.
د- طرحهای عملیاتی
جنگ خلیج بعد از سقوط صدام و حزب بعث و سقوط آمریکا از خلیج فارس را انشاالله در
آینده ارائه خواهیم داد. (رضایی در حین قرائت نامه: امکانات
درخواستی برای این طرح ها بوده است(
پیوست 1
جدول شماره 1
مراحل عملیات آفندی و
پدافندی
-تا پایان سال 67،
عملیات انهدامی
-تا پایان سال 68،
عملیات انهدامی
-تا پایان سال 69،
عملیات انهدامی
-سال 70، آغاز عملیات
سراسری
-تا پایان سال 71،
پایان عملیات سراسری )رضایی در حین قرائت نامه: که صدام و حزب بعث سقوط میکند و اگر
آمریکاییها بخواهند دخالت کنند، با آنها مقابله میکنیم و از خلیج فارس بیرون میکنیم.
بعضی ها گفتند که ایشان در نامه اش نوشته که ما تا پنج سال بعد نمیتوانیم عملیات
کنیم، در حالی در این نامه میبینید که ما در همان سال اول عملیات داریم.(
جدول شماره 2
توسعه سازمان رزم
- سال 67؛ افزایش تیپهای
پیاده به 60 تا 70 تیپ (آن موقع
حدود 50 تیپ بود)،
افزایش زرهی (تانک) 1000، هواپیما آموزشی،
- سال 68؛ افزایش تیپهای
پیاده 100 تیپ، افزایش زرهی (تانک) 1500، 70 هواپیما،
- سال 69؛ افزایش تیپهای
پیاده 160 تیپ، افزایش زرهی (تانک) 1700، 120 هواپیما،
- سال 70؛ افزایش تیپهای
پیاده 250 تیپ، افزایش زرهی (تانک) 2000، ... .
- سال 71؛ افزایش تیپهای
پیاده 350 تیپ، افزایش زرهی (تانک) 2500، 300 هواپیما
(رضایی در حین قرائت نامه و در پاسخ به اینکه
دست بالا را گرفته بودید؟ گفت: قاعدتاً
وقتی کسی میخواهد یک برنامهای را پیشنهاد کند دست بالا را پیشنهاد میکند که
تامین شود. البته ما هم اولش و هم آخرش نوشتیم که هیچ امیدی نداریم اینها تامین
شود و اگر هم تامین نشود، معتقدیم باید به جنگ ادامه بدهیم. [با اشاره به نمودار
سوم نامه] نمودار سوم هم رشد را تجهیزات را نشان میدهد که اعدادش اشاره شد)
نکات مورد توجه
الف- مسئله
تهیه هواپیما و تلاش جدی برای ساخت سلاحهای لیزری و... در این مدت از ضرورتها و
در نبرد بسیار موثر است ولی اگر حاصل نشد، این طور نیست که پیروزی به دست نیاید،
بلکه فشارهای سنگینی را باید تا کسب پیروزی متحمل شویم.
ب- مهمترین قسمت این
طرح تهیه و در اختیار قرار گرفتن بودجه لازم است که با توجه به تجربه سال گذشته
بعید می دانیم دولت و ستاد به تعهدات خود عمل کند.
د- ما هیچ راه برگشتی
را نه قبول داریم و نه اساسا به وجود آن مطمئن هستیم، ضمن اینکه توقف و تاخیر را
هم خسارت بار می بینیم).رضایی در حین قرائت نامه: راه برگشت یعنی اینکه نجنگیم و دنبال
صلح برویم( و به اجرای تعهدات مسئولان دولت هم امیدوار نیستیم. ولی تکلیف
خودمان می دانیم که بجنگیم و از آنجا که خداوند متعال صاحب این انقلاب است به
هرحال راهی باز خواهد شد و ما با بسیج امکانات و نیروهای متعهد و حزب اللهی به پیروزی
خواهیم رسیم.
ه- مشکلات
و تشکیلات سپاه از جمله اختیارات فرماندهان، انضباط، آموزش باید جدی گرفته شود و
در اجرای آنها از فرماندهی سپاه حمایت شود).رضایی در حین قرائت نامه: آن مشکلاتی هم که داخل سپاه داشتیم،
گفتیم.(
پیوست 2
)رضایی در حین قرائت نامه: در پیوست 2 هم
تذکراتی دادیم و پیشنهاد دادیم به آقای هاشمی که خوب است در حکم حضرت امام بیاید.(
– کلیه نیروهای بین 17 تا 50 سال شرعا مکلف باشند که سالانه
چهارماه در جبهه باشند
- دولت و مجلس در اولیت
یکم، بودجه را در اختیار نیروهای مسلح قرار دهد
- نظارت بر بودجه کشور
به منظور تشخیص رعایت اصل فوق به عهده ستاد فرماندهی کل قوا باشد
- صنایع و کارخانجات
کشور در اولویت یکم موظف به تامین مایحتاج رزمندگان اسلام باشند
- دولت جمهوری اسلامی
موظف باشد امکانات آموزشی لازم را در اختیار ستاد کل قرار دهد
- امکانات تبلیغاتی کشور
در اولویت اول در اختیار نیازمندیهای جنگ قرار گیرد.
- قوه قضائیه کشور موظف
به دفاع از رزمندگان اسلام و خانوادههای آنها باشد و حقوق آنها باید در سریع ترین
زمان ممکن تامین شود.
)رضایی پس از قرائت نامه: اینها را هم
درخواست کردیم که در حکمی که ایشان هاشمی{ میخواهد
برود و از امام برای بحث جهاد بگیرد، در حکم حضرت امام بیاید. برای
کسی که میخواهد برود و با آمریکاییها سرشاخ شود، باید سرمان را میگذاشتیم و میرفتیم
و کشور وارد یک بحرانی میشد که نه راه عقب داشتیم و نه راه پیش داشتیم؟ ما واقعاً
مصمم به ادامه جنگ بودیم اما وظیفهمان این بود که همه آنچه برای یک جنگ منطقی میخواهیم،
ذکر کنیم. این چیزهایی که نوشتیم در حد یک چماق دستی در مقابل آمریکاییها است.
بله؛ اگر من این امکانات را فقط برای برخورد با صدام میخواستیم، باید گفته میشد
امکانات خیلی زیادی است اما اگر ما برنامه عملیاتیمان این بود که ضمن سقوط صدام، آمریکا
را هم از خلیج فارس بیرون کنیم، همه اینها روی هم در حد یک چماقی بوده در مقابل
نیروهای آمریکایی و امکاناتی که صدام داشت. بنابراین این چیزی نیست و نهایتاً چهار
میلیارد دلار هم نمیشد. قرار نبود همه را بخریم و اینها را میساختیم(»
وقتی به یاد سردخانه هایی می افتم که تا سقف پر از پیکرهای پاره پاره بود ...
نمیدانم کسانی که از جنگها جلوگیری میکنند یا آنها را کنترل و متوقف میکنند چه باید نامید؟ کسانی که در راه تحقق صلح می کوشند چگونه انسانهایی هستند؟ آیا آنها باهوش ترین، نابغه ترین و عاقل ترین انسانهای زمانه نیستند؟
به نظر من آنهایی که جنگ گرا هستند باید چند بار "پیک نیک در میدان جنگ" اثر آرابال را بخوانند یا به تماشای تاترش بنشینند. شاید درمان شوند.
ایمانوئل کانت جنگ را شرّ بزرگ می نامد، پس ننگ بر جنگ. جنگی که زنها را بیوه و کودکان را یتیم میکند.