به گزارش rezaee.ir دکتر محسن رضایی عصر روز یکشنبه نهم اردیبهشت 1400 در برنامه «با دوربین» با ملت ایران به گفتگو نشست. نامزد سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری گفت: با سلام و درود به روح پاک شهدا بویژه امام راحلمان و عرض سلام و ادب محضر ملت بزرگ ایران، من محسن رضایی سرباز وطن هستم.از هفده سالگی تا امروز به این شغل افتخار می کنم. از هفده سالگی من وارد سیاست شدم. 1350 تا 1357 هفت سال در مبارزه با رژیم شاه به گروه انقلابیون پیوستم. خوشحال هستم که در آن مقطع نه با مارکسیست ها و نه با منافقین، همراه نشدم و با موج عظیمی که ملت ایران، تحت رهبری امام عزیز ما به وجود آورد، من همراه شدم.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، سیاست را ادامه دادم. اما چندماهی طول نکشید که ترورها و انفجارات شروع شد. لباس سیاست را در آوردم و لباس سربازی جدیدی را به نام پاسداری بر تن کردم. آمدم در میدان و تا شهریور 1360 یعنی تقریبا دو سال و نیم با کمک جوانان برومندی مثل آقا مهدی زین الدین و حسن باقری، امنیت و اطلاعات ایران را ساماندهی کردیم. ترورها را پایان دادیم ولیکن دوباره متوجه شدم که باید قیام سومی را آغاز کنم. بیایم در دفاع، امام من را در 27 سالگی فرمانده سپاه کردند و من با جوانان، عزیز و بزرگواری همچون همت ها و باکری ها، قاسم سلیمانی ها، با همدیگر در یک جنگ بسیار سخت، همه سرزمین مان را آزاد کنیم.
* قرارگاه سازندگی را در سپاه درست کردم
اما عجیب است ای مردم عزیز. من در همان دوران جنگ، متوجه شدم که حادثه بعدی ایران، محاصره اقتصادی ایران است. حسن باقری شهید بزرگوار ما که یکی از جوانان استراتژیک و فرماندهان راهبردی ما بودند، در 13 بهمن 1360 یادداشت کرده ، برادر محسن گفتند: این جنگ را تمام می کنیم ولی امریکا ما را محاصره اقتصادی خواهد کرد و خودمان را باید برای آن دوران آماده بکنیم. لذا بلافاصله که جنگ تمام شد، من یک قیام چهارمی را شروع کردم، آمدم قرارگاه سازندگی را در سپاه درست کردم. همه لوازم مهندسی که یک زمانی سنگر و جاده درست می کردیم را آوردیم اینطرف و اتوبان و سد ساختیم، بعد از هشت سال به نتیجه رسیدم که کافی نیست.
*از بین بردن محاصره اقتصادی بدون فهم اقتصادی امکان پذیر نیست
اگر ما بخواهیم محاصره اقتصادی را از بین ببریم و بخواهیم اقتصاد ایران را درست کنیم، بدون دانایی و بدون فهم اقتصادی امکان پذیر نیست. آمدم از مهندسی مکانیک دانشگاه علم و صنعت قبل از انقلاب، رفتم دانشگاه تهران و لیسانس و فوق لیسانس و دکترای اقتصاد را گرفتم و بعد هم که آمدم در مجمع تشخیص، در این مدت 20سال که مشاور مجمع و رهبر انقلاب هستم، آمدیم و سیاست های کلی اقتصادی را تنظیم کردیم. ولی افسوس از اینکه این همه سیاست های کلی رهبر معظم انقلاب که به هر سه قوه ابلاغ می شد ، حتی ده درصد آن عمل نشد و اگر عمل می شد این وضعیت اقتصادی کشور را نمی داشتیم. من علامت دیگری به شما بدهم که صداقت خودم را به شما نشان بدهم، که برای چه چیزی من به این انتخابات وارد می شوم؟ چرا این کار را می کنم؟ علامت دیگر من آن هزار تومانی است که در سال 1392من روی دست بلند کردم، یکی از آقایان یک کلید در آورد ، من یک هزار تومانی درآوردم و گفتم: ملت ایران پول ملی ما سقوط می کند. من می خواهم بیایم با کمک جوانان ایران نگذارم پول ملی سقوط کند. شما خودتان قضاوت کنید که آن موقع با هزار تومان چند تا نان و چند تا تخم مرغ می شد خرید؟ امروز یک تخم مرغ چقدر است؟ 350تومان آن موقع برابر هزار تومان امروز است. چرا معلمین ما و بازنشستگان ما و حتی کارمندان ما اوضاعشان به این وضع رسیده و چرا در این وضعیت زندگی می کنند؟
* آبرویم را کف دست گذاشتم و همواره گفته ام اقتصاد
من خودم را شرمنده ملت ایران می بینیم که یک زمانی کنار شهدای بزرگی من بودم، اینها آرزوی چه چیزی داشتند؟ آرزوی چه ایران بزرگی را داشتند؟من شرمنده ام. من نمی دانم فردا در صورت برادران عزیزم وقتی با آنها ملاقات می کنم، چه جوابی بدهم؟ که شما بعد از ما ماندید و کاری نکردید؟ من یک حرفی دارم. به برادرهایم می گویم که من دوبار که در انتخابات ها آمدم آبرویم را کف دست گذاشتم و همواره می گفتم اقتصاد. مردم اقتصاد!
* در هیچ دولتی نبوده ام اما از آنها حمایت کرده ام
الان هم برای بار سوم هم آبرویم را کف دست گذاشتم که بیایم و برنامه هایم را بگویم. البته من به رای شما همیشه احترام گذاشته ام. از همه دولت هایی که شما انتخاب کردید، هر چند که نقد داشته ام و در هیچکدامشان نبوده ام اما از آنها حمایت کرده ام. حداقل سه دولت اخیر را در مجمع تشخیص مصلحت، همه وزرای اینها را آورده ایم و نظراتشان را گرفته ایم، کارشناس ها با آنها صحبت کردند، سیاست های کلی را تنظیم کرده ایم. مقام معظم رهبری این سیاست ها را دیده و اصلاح و ابلاغ کرده ولی در هیچکدام از این دولت ها نبوده ام اما من امروز شرمنده این وضع هستم.باید در ایران، نان قرضی، زباله گردی و کولبری باشد؟
* باید با تخصص و با دانایی جلو رفت
من همیشه در زندگی ام به تخصص، علم و دانش توجه کرده ام و اگر دانش اقتصاد را نگرفته بودم و اگر استاد تمام اقتصاد نبودم و اگر سیاست های کلی اقتصادی را تنظیم نمی کردم، هیچگاه حاضر نبودم وعده ای به شما بدهم. اگر من امروز از یارانه 450 هزارتومانی صحبت می کنم، این حرف دقیق دقیق است و پشتوانه دارد. قابل عمل است. به نحوی هم عمل می کنیم که تورمی به وجود نیاید و هزینه هم روی بار دولت به وجود نیاید. چون سالانه معادل 130 میلیارد دلار یارانه ای داده می شود که خیلی از آن را ثروتمندان می برند و در لوستر و وسایل لوکس خانگی، مصرف می کنند. در حالی که برق یک لوستر ثروتمندان برابر مصرف برق یک کوچه در جنوب شهرهای ایران است. چرا باید این بی عدالتی و نابرابری باشد؟ این وضع را باید با تخصص و با دانایی حل و فصل کرد و جلو برد.
* احیای ارزش ها، آرمان من است
آن آرمان ها و آن ارزش ها که در ابتدای انقلاب و در ابتدای دفاع مقدس و بعدها ملت ما به دست آورد و به آن تکیه کرد و بلند شد و قیام کرد، متاسفانه در طول سالها اخیر در دهه های اخیر، از بین رفت. احیای این ارزش ها از مهمترین اهداف من است. این که دوباره اعتماد به نفس و خلاقیت و نوآوری را وارد زندگی و صنعت و کشاورزی و اداره کشور بکنیم. احیای این ارزش ها آرمان من است. این قیام برای جوانگرایی است. واقعا نشستن روی این صندلی ها و چسبندگی که به وجود آورده و متوسط سن زمامداران ما دارد روز به روز بیشتر می شود، نیاز به یک قیام دارد. به سادگی با توصیه و اینکه بگویم می آییم و جوانان را به کار می گیریم اجرا می شود. چطور قاسم سلیمانی ها، آن مردان بزرگ در خط مقدم شرکت کردند. چطور وقتی به امام گفتند جان شما در خطر است، وارد ایران نشوید، امام فرمودند: مگر خون من از ملت ایران رنگین تر است؟ چه کسانی این رعب و هراس را در بدنه جوانان مان تزریق کردند؟ جز دولت مردان و نحوه اداره کشور؟ این باید احیا شود؟ قیام علیه انحرافات، قیام علیه تبعیض، قیام علیه فساد.
* مبارزه با فساد را از خودمان و خانواده خودمان شروع کنیم
ما دوباره باید قیام بکنیم. از صدر گرفته تا ذیل. این که ما برویم یک سری از خرده مفسدین را بگیریم ولی فسادهای بزرگ را رها کنیم که کاری نکرده ایم. دوباره فساد می آید. ما اگر راست می گوییم در مبارزه با فساد از خودمان و خانواده خودمان و فامیل خودمان شروع کنیم. از راس دولت گرفته تا بدنه این کار را باید انجام دهیم. در غیر این صورت مردم توجه نمی کنند. من روز اولی که جناب آقای رئیسی وارد قوه قضاییه شد، گفتم چون شما رقیب آقای روحانی بودید، شما از دولت شروع نکن. بالاخره مگر می شود در قوه قضاییه آدم مفسد نبوده باشد؟ شما دوتا قاضی مفسد را بگیر و اعدام کن و کار را از اینجا شروع کن. اگر ما از خودمان شروع نکینم، اعتماد به جامعه بر نمی گردد. ما تنها با صداقت می توانیم دوباره مردم را وارد یک قیام بزرگ بکنیم. ما بدون مردم نمی توانیم کاری انجام دهیم. ما جنگ را با مردم حل کردیم. ما انقلاب را با مردم حل کردیم. ما می خواهیم «ایران بزرگ اقتصادی» را در کنار همان ایران بزرگ سیاسی دفاعی امنیتی به وجود بیاوریم. بدون اقتصاد امنیت نخواهد بود. بدون اقتصاد معیشت نخواهد بود. بدون اقتصاد اقتدار و عزت نخواهد بود.
* ایران بزرگ اقتصادی مهمترین هدف بعد از احیای نظام ارزشی است
اگر سربازان ما می روند و در صلح سازی و امنیت سازی در عراق، سوریه و لبنان، بنا به تقاضای خود آن دولت ها مشورت می دهند و کمک می کنند، باید عربستان و ترکیه پشت سر تلاش ما که امنیت و صلح را بوجود آوردیم، کالاهاشان و تجارتشان بروند؟ چرا من می گویم یک ریال در برابر یک ریال؟اقتصاد داشتن با برادری منافات ندارد. ما با همه کشورها برادریم. برادری سرجای خودش، تجارت هم سر جای خودش. ایران بزرگ اقتصادی مهمترین هدف بعد از احیای نظام ارزشی است.ما ایران بزرگ اقتصادی را ان شا الله درست خواهیم کرد. ما باید قیام بکنیم.
* تبعیض و نابرابری مهمترین دشمن ما است
قیام باید اول در برابر دشمن داخلی باشد. تبعیض و نابرابری مهمترین دشمن ما است. البته اسرائیل و آمریکا هم هست. اگر ما دشمن داخلی را حل بکنیم و آن وزیر را که بیش از هشت سال سرمایه گذاری در مسکن را متوقف کرد را کنار بگذاریم. وقتی اقتصاد ما رشد بکند، آمریکا و اسرائیل غلط می کنند به ما نگاه چپ داشته باشند. چون می فهمند فایده ندارد. مگر می شود یک ملت توانمند را بیایند و محاصره کنند؟
*یارانه 450 هزارتومانی کارشناسی شده است
ما یک ملتی هستیم که در حوادث بسیار بزرگ بیشترین انسجام را از خودمان نشان می دهیم. نه در اروپا و نه در جاهای دیگر چنین انسجامی نیست. دولت ما برای وحدت ملی است. دولت ما برای همبستگی و برای برادری است. دولت ما برای بکار گرفتن همه اقوام ایرانی است. در دولت ما از همه اقوام در کابینه فردی وجود خواهد داشت. اقوام ایرانی، اقوام بسیار بزرگی هستند. نخبگان ایرانی، بانوان کشور، جوانان کشور بسیار موثر هستند. بایستی قبول کنیم که بذر را در سرزمین شوره زار نمی شود کاشت. بذر، زمین و آب متناسب با خودش را می خواهد. از طرف دیگر باغبان ناآشنا به کشاورزی را نمی شود زمین خوب و آب خوب و محصول را به او داد و میلیاردها دلار ارز را به باغبان تازه کار و بی تجربه داد و بعد یک مرتبه 18 میلیارد دلار در شرایط سخت کشور از خزانه خالی می شود و یک مرتبه پول ملی ما بدون پشتوانه می شود و قیمتش پایین می آید. ما هم زمین مناسب و بذر مناسب برای کشت می خواهیم هم باغبانی می خواهیم که ماهر و متخصص باشد. دولت ما این کار را خواهد کرد. من تا اقتصاد نخوانده بودم، شعار اقتصادی ندادم. وعده اقتصادی ندادم. اینکه می گویم 450 هزار تومان یارانه خواهم داد این موضوعی کارشناسی شده است. این مبلغ از صرفه جویی به دست می آید. ما هزینه جدیدی را برای دولت درست نمی کنیم. تورمی را شکل نخواهیم داد. اینها را بعد به موقع توضیح خواهم داد. مناظره می گذاریم. مناظره با اقتصاددانان و ثابت می کنم که این کار شدنی است.
*وزیری که صنعت مسکن را تعطیل کرد، باید محاکمه شود
ما باید از تکرار دولت های گذشته جلوگیری کنیم. هم در نوع آدم ها که ان شاء الله انتخاب خواهیم کرد و تعدادی را تا الان انتخاب کرده ام. هم معاون اول و هم چهار پنج نفر از وزرا تا الان انتخاب شده اند و ان شا الله تا نزدیک رای گیری از شما ملت ایران، بقیه را هم من انتخاب می کنم.
هم آدم ها یعنی باغبان ها و هم خود این دولت و ساختار دیوانسالاری که مردم را مستاصل کرده است. رشوه باید بدهند! پشت صف باید بمانند! زمان را باید از دست بدهند. پس مانع اصلی ما تنها آمریکا و اسرائیل نیست. خود این ساختار دولت را اگر ما درست کنیم، مشکلات زیادی حل می شود. یا در مساله وزرا، آن وزیری که می آید به مدت هشت سال سرمایه گذاری در مسکن را تعطیل می کند، به خاطر اینکه این آقا با آن وزیر قبلی یک دشمنی داشته،یا این دولت می خواهد بگوید من با دولت قبلی فرق دارم. چرا زندگی مردم را متلاشی می کنید برای اینکه خودتان را به اثبات برسانید؟ دولت قبلی بالاخره یک دولتی بوده و شما هم یک دولتی هستید. ما و بقیه همه می آییم و می رویم ولی مردم باید کمترین هزینه را از رفت و آمد بدهند. چرا مسکن را تعطیل کردید؟ چرا سرمایه گذاری را پایین آوردید؟ باید محاکمه بشوند. از نظر من این فرد باید محاکمه بشود و بگویند دلیلشان چه بوده که سیصد صنعت را که پشتوانه مسکن بوده از بین بردند؟
* ما اقتصاد را غیر شرطی می کنیم
کار دومی که ما انجام می دهیم تا به آن اهداف برسیم این است که اقتصاد را از حالت شرطی خارج می کنیم. ما اقتصاد غیر شرطی می خواهیم. الان هیچ کسی نمی داند که فردا چه می شود؟ می گویند که فردا مذاکره می شود. هشت سال است که مدام می گویند. بعد، مذاکره که می شود،جشن می گیرند. تا می خواهد این به نتیجه برسد یک کسی مثل ترامپ می آید و همه را کنار می گذارد. دوباره می گویند صبر کنید. ملت ایران چقدر باید صبر کنند؟ مذاکرات مهم است. دیپلماسی برای ما مهم است. مگر ما می توانیم یک دیواری دور خودمان بکشیم؟ ولی چرا اقتصاد را به آن وصل می کنیم؟ چرا اقتصاد را شرطی می کنیم؟ ما اقتصاد را غیر شرطی می کنیم که ثبات، آرامش و آینده نگری به وجود بیاید که کارآفرینان بدانند یک سال دیگر چه خبر است.
*تکرار دولت های گذشته سم مهلک اداره کشور است
یک جمله ای برادر من شهید حسن باقری دارد که می گوید: «ما باید به خودمان جرات بدهیم که اوضاع را تغییر بدهیم.» من واقعا اعلام خطر می کنم. این نابرابری و این بی عدالتی که در کشور به وجود آمده اساس نظام را با خطر مواجه می کند. خطر نابرابری دهها برابر بیشتر از حمله نظامی آمریکا به ایران است. نباید اینقدر به مردم فشار بیاید. امروز دهک های بالا یعنی آن ثروتمندان، 26 درصد یارانه ها را در گازوئیل و بنزین مصرف می کنند. فقیران جامعه و فقرایی که جزو طبقات پایین جامعه هستند، 2درصد از یارانه بنزین استفاده می کنند. چرا باید اینطور باشد؟ عدالت و امنیت دو روی سکه هستند. دولت ما، هم این آلودگی امنیتی که پیدا شده از جمله برادران عزیز ما را در کشور خودمان، از اسرائیل می آیند و شهید می کنند و بعد هم می روند و کسی اینها را نمی گیرد. آلودگی امنیتی و دست نفوذی ها را قطع می کنیم و هم مافیاهای واردات ، مافیاهای خودرو، مافیاهای فولاد، را سرجای خودشان می نشانیم. واسطه گری و دلالی، رفع تبعیض را درست می کنیم. با قدرت درست می کنیم.
تکرار دولت های گذشته سم مهلک اداره کشور است. چه با قیافه جوان باشد. چه غیر جوان. چه با قیافه روحانی باشد و چه با قیافه اقتصاددان باشد. اینجا آدم ها مهم نیستند، یک تحولی در دولت می خواهیم. ساختار دولت را ما عوض می کنیم. چرا من می گویم ایالت های اقتصادی درست می کنیم؟ دست دولت را در اجرائیات مناطق قطع می کنیم.
*در دولت ما همه استان ها در کابینه حضور دارند
زندگی مردم را باید به خودشان بدهیم. ما جنگ را با کمک مردم اداره کردیم. حالا اقتصاد دولتی می تواند به جایی برسد؟ نتیجه اش چه شده است؟ اولین مفسده همین است. فساد بزرگ این است. ما با تغییر در ساختارهای دولت و حل مساله دیوانسالاری در کشور سعی می کنیم که دولت آینده که دولت ما ان شا الله خواهد بود، تحولی در ساختارهای کشور به وجود بیاوریم. ما در این انقلاب عظیم ملت ایران، به یک نظام ارزشی و خیزشی رسیدیم. یعنی سر پای خودمان بلند شدیم. به طوری که از آن طرف دنیا ما را دیدند. ایرانی که دیده نمی شد در انقلاب و دفاع مقدس دیده شد. مساله بعد قیام برای انسجام است. چقدر تفرقه در کشور دست شده است؟ چقدر در کشور چپ و راست شده است؟ مساله مردم چپ و راست و اصولگرا و اصلاح طلب و اینها نیست. ما دوباره باید دور هم جمع شویم. چرا نباید همه اقوام ایرانی در دولت عضو داشته باشند؟ در دولت ما همه استان ها در کابینه حضور دارند. در دولت ما جوانان، بانوان و مجرب ها هستند. باید خیلی از محدودیت های خودساخته ی سیاسی را ما کنار بگذاریم. قیام برای همبستگی، همدلی و وحدت ملی می خواهیم. دولت وحدت ملی شکل بدهیم. کار نداشته باشیم که چه کسی متعلق به کجاست؟ رنگ صورتش چیست؟ شهروند دست چندم قرار ندهیم مردمان را. شایستگی و اهلیت ملاک باشد. کارخانه را هم که به کسی می دهیم به اهلیت نگاه کنیم. نه اینکه طرف چون پولی آورده است کارخانه را به او می دهیم و او هم زمین و تجهیزات را می فروشد و ده برابر آن پول سود می کند و اصل تولید را از بین می برد.
* دولت باید سرچشمه فساد را خشک کند
چگونه باید این کار را انجام داد؟ مساله عدالت و برابری برای دولت ما بسیار مهم است. این مهمترین شعار انقلاب بوده و مهمترین خواسته شما مردم عزیز ما است. بطور جدی روی این سرمایه گذاری می کنیم. منتها ما پیشگیری را در مبارزه با فساد، مهمتر می دانیم تا اینکه با مفسدین برخورد بشود. آن مهم است. نه تنها مفسدین کوچک بلکه بزرگانی که دست به فسادهای بزرگ می زنند. اما پیشگیری از فساد چرا مهمتر است؟ دلیلش این است که اگر پیشگیری از فساد نباشد فساد آنقدر گسترده می شود که اصلا مبارزه با مفسدین سخت می شود. ولی اگر ما فساد را از سرچشمه خشک بکنیم. چگونه می شود؟ ما در دولت خودمان، یک سازمان بازرسی در دولت درست می کنیم و مساله مبارزه با فساد و پیشگیری از فساد را بر عهده تمام مدیران می گذاریم. الان مدیران دولتی وظیفه ای در پیشگیری از فساد ندارند چون به آنها گفته اند که قوه قضاییه باید این کار را بکند. بله قوه قضاییه وظیفه اش مبارزه با مفسدین است. اما خود دولت هم باید پیشگیری بکند.
خود دولت باید سرچشمه فساد را خشک کند. خود دولت باید نظارت و بازرسی داشته باشد. لذا ما یک سازمان بازرسی دولتی، در درون دولت تشکیل می دهیم که وظیفه اش هم پیشگیری از فساد است و جلوی فساد را خواهند گرفت. جلوی امضاهای طلایی را خواهند گرفت.
*سه عنصر در سیاست خارجی دولت اقدام و تحول
موضوع چهارم این است که اگر می خواهیم به اهداف بزرگ برسیم، مساله دیپلماسی ماست.
دیپلماسی ما به سمت دیپلماسی منطقه ای می رود. ما ایران منطقه ای را مهم می دانیم. ما تا در منطقه و سیاست همسایگی وضع خودمان را تثبیت نکنیم نمی توانیم در سطح بین الملل جهش کنیم. ما با حضور در منطقه است که می توانیم روی روابط بین الملل اثر بگذاریم. ما مساله ایران منطقه ای را جدی می گیریم و در کنار آن اتحادیه آسیای جنوب غربی که شامل 25 کشور است را تشکیل می دهیم . شبیه اتحادیه اروپا خواهد شد. این 25 کشور بالای 1200میلیارد دلار با همدیگر صادرات و واردات دارند که ما سهم بسیار کمی از این تجارت را داریم. اتحادیه آسیای جنوب غربی و ایران منطقه ای و دیپلماسی اقتصادی را به عنوان سه عنصر وارد سیاست خارجی مان می کنیم. بنابراین با توجه به اینکه اولا ما حکمرانی را در کشور و نحوه اداره و مدیریت را در کشور تغییر می دهیم، اقتصاد را غیر شرطی می کنیم. عدالت و برابری را بسیار جدی می گیریم. تبعیض را در کشور می خشکانیم. همه اقوام و استان ها در دولت ما هستند و سیاست خارجی را با سه عنصر دیپلماسی اقتصادی و ایران منطقه ای و اتحادیه آسیای جنوب غربی، سامان می دهیم.
*اقتصاد ملی ما با اقتصاد زندگی مردم جوش بخورد
در حقیقت رئوس برنامه من آن چیزی است که در زندگی شما و پیشرفت کشور وارد می شود. اقتصاد ملی ما با اقتصاد زندگی مردم جوش بخورد. یعنی ممکن است اقتصاد ملی رشد بکند، اتوبان های زیاد، کارخانجات زیاد، اما فقر در کشور گسترده باشد مانند اتحاد جماهیر شوروری سابق، مثل کره شمالی و کوبا. شوروی ها رفتند به کره ماه، بیش از پنج هزار سلاح اتمی داشتند. بمب اتم داشتند. زرادخانه اتمی داشتند. ماهواره داشتند. پیشرفت ملی شان خیلی زیاد بود ولی مردمشان در فقر بودند. ما نباید از بالا شروع کنیم به پایین. اگر از بالا شروع کنیم مثل گلوله برفی می ماند که مرتب آب می شود و دیگر چیزی به دست مردم نمی رسد. ما اقتصاد را باید از زندگی مردم شروع کنیم. اقتصاد ملی باید از اقتصاد زندگی رونق پیدا کند. شهرهای ما باید اقتصادی شود. اولین کاری که ما در برنامه مان انجام می دهیم این است که ایالت های اقتصادی و شهرهای اقتصادی را درست می کنیم و در شهرهای اقتصادی، اقتصاد را از خانواده شروع می کنیم.
به مادران صاحب دو فرزند حقوق پرداخت می کنیم
ما خانه داری را یک شغل حساب می کنیم . من می خواهم از کارشناسان کشور سوال کنم. آیا تربیت فرزندان برجسته که آینده ایران را تضمین می کنند کمتر از خورد و خوراکی است که ما دنبالش هستیم؟
مساله دومی که مهم است سلامت در خانواده است. ما خانم هایی که دو فرزند و بیشتر داشته باشند و دو کار را انجام بدهند یک تربیت فرزند، دو سلامت و بهداشت در درون خانه ها را شغل محسوب می کنیم و شش ماه آموزش می دهیم و به این خانم ها حقوق پرداخت می کنیم.
کسب و کارهای خانگی را مدرن می کنیم
مساله دیگر کسب و کار خانگی است. الان در بسیاری از کشورهای دنیا، کسب و کار خانگی وجود دارد. هر روز صبح در تایوان، در سنگاپور و مالزی، کامیون هایی می آیند قطعات الکترونیکی را می دهند به دست خانم ها و یک دستگاه کوچکی هم در خانه ها نصب می کنند و شب می آیند تجهیزات الکترونیکی که برای کامپیوتر و تلویزیون است را تحویل می گیرند و پولش را می دهند. ما نمی توانیم در خانواده های ایرانی، کسب و کارهای خانگی درست کنیم؟ ما در قدیم، فرش بافی، گلیم بافی، صنایع دستی داشتیم. آنها را هم می شود تقویت کرد. الان در بسیاری از روستاهای ما قالیبافی و گلیم بافی وجود دارد. ما کسب و کارهای مدرن را هم می توانیم اضافه کنیم.
موضوع دیگر کسب و کارهای کوچک و متوسط و اتصال اینها به کسب و کارهای بزرگ است که اینها بتوانند بازاری برای این کسب و کارهای کوچک درست کنند. این می شود شهر اقتصادی، شهرها باید اقتصادی بشود. از هتل داری تا سایر مشاغل. امروز در شهرها اکثرا بیکار هستند. نه تنها جوانان و بانوان بیکارند، بسیاری از مردان هم بیکار هستند.
دولتمردان دست در جیب مردم نکنند
شهرها باید اقتصادی بشود و ایالت های اقتصادی شکل بگیرد و دست دولت و سیاستمداران را از اقتصاد کوتان می کنیم که هر روز با بورس و بانک ور نروند و دست در جیب مردم نکنند. اقتصاد مسیر خودش را دارد، سیاست هم مسیر خودش را دارد. دولت باید نظارت و حمایت و کنترل کند. ما اول ساختار اقتصاد را درست می کنیم و بعد به فعالیت های اقتصادی می رسیم. اولین فعالیت اقتصادی که میلیاردها ثروت برای ما می آورد و متاسفانه به آن بی توجه شده ایم صنایع پایین دستی گاز و نفت است. پتروشیمی های خوبی در ایران درست کرده ایم ولی موادی که اینها تولید می کنند را ما به کره جنوبی و آلمان می فروشیم و بعد محصولات لایه سوم و چهارم را از آنها می خریم و می آوریم به کشور و با آن میز و خانه و...می سازیم. اما به چه قیمتی می فروشیم و به چه قیمیتی می خریم؟ همان کالایی که محصول خود ماست را می خریم. ده برابر بیشتر از قیمتی که ما می فروشیم همان محصول را از آنها می خریم. واقعا یک غارتی در ثروت ملی ایران در حال صورت گرفتن است. نفت خام فروخته می شود. معادن خام فروخته می شود. محصولات پتروشیمی ما خام فروخته می شود. صنایع زیر دستی و پایین دستی صنعت نفت و گاز را در کشور درست کنیم میلیاردها دلار نصیب ما می شود.
* ما باید انرژی های نو را دنبال کنیم
فعالیت دوم، انرژی های نو است. مردم عزیز! در چهار پنج سال آینده مصرف و تولید گاز در کشور سر به سر می شود و ما از پنج سال آینده به بعد اگر این وضع ادامه پیدا کند ایران به عنوان دومین تولید کننده گاز دنیا باید گاز وارد بکند. این یک فاجعه است. یک کشوری که در این رتبه بوده به این روز در بیاید. ما باید به دنبال انرژی های نو و خورشیدی برویم که از باد و ... به وجود می آید. دنیا دارد به این سمت حرکت می کند. این کویر ما که مردم در آن زندگی نمی کنند، بزرگترین مخزن برای تولید انرژی خورشیدی در دنیا است. البته در آفریقا یک صحرایی وجود دارد، صحرای دوم در ایران ما قرار گرفته است. ما باید انرژی نو را دنبال کنیم.
* ما نهضت ساخت مسکن را در ایران راه می اندازیم
مساله بعدی، تولید مسکن است. ما نهضت ساخت مسکن را در ایران راه می اندازیم. هر نهضت مسکن سازی که راه بیفتد در حقیقت بیش از دویست سیصد صنعت به دنبال او راه می افتد. در و پنجره سازی، فولاد، کاشی و ... سیصد صنعت به دنبال مسکن راه می افتد. فعالیت مسکن هم رفاه می سازد و هم تولید و اشتغال را فراهم می کند. با یک تیر دو نشان می زنیم.
*ما می توانیم هاب غذای منطقه بشویم
موضوع بعدی کشاورزی است. ما ایران را هاب غذای منطقه می کنیم. یعنی آنقدر ما وضع کشاورزی مان می تواند خوب باشد که که با اصلاح در بهره وری به آن می رسیم. در اصلاح قیمت های تضمینی خرید از کشاورزان هم باید بکوشیم. الان ما قیمت کمتری برای گندم کشاورز خودمان نسبت به گندم وارداتی پرداخت می کنیم. چرا باید این طور باشد؟ بیمه کشاورزان باید درست شود. قیمت های تضمینی باید درست بشود. آن موقع خواهیم دید که کشاورزی ایران رشد می کند. اصلاح بذر، اصلاح خاک، بالابردن بهره وری را در کشاورزی سامان بدهیم، اتفاقات مهمی می افتد. ایران می تواند هاب غذای پانصد میلیون جمعیت بشود که نه تنها در داخل هیچ کمبود غذا ما نداشته باشیم و با کیفیت غذا را به دست مردم برسانیم. ما می توانیم هاب غذای منطقه بشویم.
* ما هاب سلامت در منطقه می توانیم باشیم
مساله دیگر اینکه ما هاب سلامت در منطقه می توانیم باشیم. یعنی برای 25 کشور اطرافمان بهترین بیمارستان ها و گردشگری سلامت را می توانیم درست کنیم و برنامه های بعدی که من دارم دوازده برنامه است که در سایت شخصی خودم قرار خواهم داد.
*ما سفره دولت و مردم را یکی می کنیم
از کجا معلوم که ما هم تکرار دولت های گذشته نباشیم؟ این سوالی است که شما از ما دارید. اولین تفاوت ما با دولت های گذشته این است که ما مرد میدانیم. ما سرباز وطن هستیم. ما در داخل زندگی مردم هستیم. در سه ماه آخر سال گذشته من به 25 استان سفر کردم در حالی که در اوج کرونا بود. خون ما رنگین تر از مردم نیست. در اتاق در بسته نمی نشینیم. اولا جلسات در اتاق های در بسته را تعطیل می کنیم. می رویم در کنار مردم. می رویم در صحنه عملیات. خود من در جنگ سه بار نزدیک بود اسیر شوم. اولین تفاوت ما این است که دولت ما دولت مردم و دولت مردمی است. ما سفره دولت و مردم را یکی می کنیم.دو تا سفره درست نمی کنیم. تا این کار را نکنیم، درد مردم به ما نمی رسد. اگر غذای مردم کم شود باید غذا ما کم شود تا بفهمیم درد مردم چیست.
* با دولت های شعاری متفاوت هستیم
دومین تفاوت ما با دولت های دیگر این است که ما درباره اقتصاد فکر کردیم. مطالعه کردیم. برنامه داریم. اقتصاددان هستیم. کارشناسان را به صحنه عمل می آوریم و دولت اقتصادی که درست می کنیم دیگر وعده نمی دهد، عمل می کند. این دولت اقتصادی دیگر شعار نمی دهد برنامه دارد. دولت ما دولت اقدام و تحول است. با دولت های شعاری متفاوت هستیم.
*دولت جوان انقلابی درست می کنیم
تفاوت سوم ما این است که ما جوانان را به میدان می آوریم. ما تمام جوانان ایران را فعال می کنیم. با همان تجربه ای که از گذشته داریم. ما در شناخت جوانان تجربه داریم. اگر ده جوان را ببینم می توانم بفهمم که هر کدام از اینها برای چه کاری خوب است و چه کاری را نباید و چه کاری را باید به اینها بدهیم. دولت جوان انقلابی، با نشاط و با روحیه، درست می کنیم.
* ما بورس را درست می کنیم
هیچ کاری را بدون پژوهش و مطالعه انجام نمی دهیم، چشم بسته دست به کاری نمی زنیم. پشت سر بورس راه نمی افتیم و مرتب مردم را تشویق کنیم که بیایید در بورس. بدون اینکه نهایت کار را در ذهن داشته باشیم. بورس بسیار مهم بوده اما در همان اسفند 98 باید ترمزش زده می شد. باید یک کار دیگر صورت می گرفت. لذا در شش توصیه ای به دولت کردم که متاسفانه اینها رعایت نکردند و وضع بورس را به اینجا رساندند. البته ما بورس را درست می کنیم. من به مردم قول می دهم که ما کاری می کنیم که بورس ایران در روی ریل منطقی و روی پشتوانه تولید و سرمایه گذاری فعال شود. ضمن اینکه صندوق جبران زیان مالباختگان را درست می کنیم و از طرف دیگر تمام سرمایه های زیر پنجاه میلیون تومان و صد میلیون تومان را ما بیمه خواهیم کرد. نود درصد کسانی که وارد بورس شده اند زیر پنجاه میلیون تومان سرمایه دارند. تمام اسامی را ما الان داریم. ما می دانیم کی زیان کرده. کی سود کرده؟ و آن هفتاد هزار میلیارد تومان را که در مرداد و شهریور سال 99 را چه کسانی که همین حقوقی ها هستند از بورس خارج کردند و کسری بودجه دولت حل شده و مردم را در این وسط رها کرده اند.
* حلقه مفقوده در مذاکرات برجام دیپلماسی اقتصادی بود
ما با تخصص و علم و پژوهش، با مطالعه وارد سیاست های اقتصادی و سیاست های بانکی می شویم. دیپلماسی اقتصادی را ان شا الله من درست خواهم کرد. در کل سفارتخانه های وابسته به وزارت خارجه به ندرت رایزن اقتصادی پیدا می شود. لذا دیپلماسی ایران شده دیپلماسی کاغذی. ما دیپلماسی اقتصادی را درست می کنیم. در مذاکرات برجام اگر در کنار متخصصین هسته ای و دیپلمات های ما، یک تیم اقتصادی قوی رفته بودند و وزارت خزانه داری آمریکا را وادار کرده بودند که در برجام چندین قاعده و ماده اضافه می کردند که بلافاصله باید وزارت خزانه داری آمریکا بعد از تصویب برجام ابلاغ می کرد به همه بانک های خارجی، ترامپ نمی توانست به سادگی از برجام خارج بشود. حلقه مفقوده دیپلماسی اقتصادی بود.
من به شما قول می دهم...
و اما سخن آخر من با شما ملت عزیز ایران! من به شما قول می دهم در این چهار یا هشت سال اگر شما به ما این فرصت را دادید. کاری خواهیم کرد که هیچ فرد ایرانی از آینده خودش بی خبر نباشد. بتواند برای آینده خودش برنامه ریزی کند. هیچ ایرانی دچار دغدغه و نابسامانی نشود. ما به شما قول می دهیم در هر استانی یک مدرسه تربیت زمامداران آینده را درست کنیم که از درون همه اقوام ایرانی، همیشه برای اداره کشور کادر و مدیر وجود داشته باشد و ایران بدون زمامداران بزرگ در آینده نباشد.
من محسن رضایی، سرباز وطن، به شما قول می دهم که همه وجود خودم را یکبار دیگر سپر حوادث شما بکنم و ان شا الله به این برنامه هایی که به شما قول دادیم عمل بکنم و اجازه ندهم که دوباره چهره شما دچار عدم شادمانی و نشاط بشود.